مصاحبه کننده الهه افتخار





گفتگویی با استاد قیوم بیسد "پدرتیاترافغانستان"



یکی از روز ها هنگامیکه به خانه میامدم برخلاف همیشه در صحن آپارتمان مقابل ؛ مرد پیر و فرتوت ؛ خیلی توجه ام را به خویش مبذول داشت. زمانی که از کنارش رد میشدم سلام کردم باهمه ی توان و صدای رسا جوابم داد خیلی مهم این بود که در پشت آن نگاه ضعیف و ناتوانش حس میکردم کوه پرغرور و باشکوه استوار برقرار است. اما بعد از آن روز؛ ماه ها دیگر ندیدمش .

بعد از یک مدت یاد از تیاتر افغانستان و همینطور از لیاقت و شجاعت استاد بزرگوار قیوم بیسید در خانه ما شد و برادرم گفت: استاد در همینجا زندگی میکنند. آدرس را از برادرم گرفتم و به خانه ایشان رفتم با چنان هیاهو و هیجان که سراپایم را فراگرفته بود که حتی نمیتوانستم تصور کنم با کی و چی شخصیتی خواهم مقابل شد ، بالاخره من با همان شخصیتی که ذهنم را اینقدر متوجه خود ساخته بود دیدارکردم .ایشان از کارها و کارنامه های ماندگار خویش برایم حکایت نمودند که حالا به آنها میپردازم.

پس از عرض احترام و ادب به استاد محترم .

_ استاد بزرگوار چی حال دارید و وضعیت صحی شما چی گونه است؟

استاد: سپاس گذار، خیلی خوشحال استم جوانی همچو شما را در کنار خود میبینم. وضعیت صحی ام چندان مطلوب نیست ، وعلاوتا ضعف و ناتوانی جسمی و روحی کهنسالی برای من که عمر خود را در راه هنر و خدمت به تیاتر گذشتاندم خیلی متاثرکننده است.

_ استاد بزرگوار فعالیت های هنری شما از چی زمان آغاز شد و حالا در چی موقعیتی میباشد؟.

استاد: اولین کارهنری ام در سال 1322 در نمایشنامه (میراث) که از ساخته های استاد لطیفی میباشد؛ بود . نقش کوچک از یک میرزای کم سواد را در آن داشتم ، اما با آرزوهای بی پایان وارد این عر صه شده بودم و تا 1360 با تمام سعی و تلاش در عرصه تیاتر و سینما و رادیو فعالیت نمودم .تا امروزهم هنوزکه هنوزاست اگرچی وضع صحی ام مطلوب نیست در این زمینه فعالیت میکنم ؛ بر علاوه حالا به عنوان معاون اول حزب (پیوند ملی) همکار دوستان میباشم.

_ استاد محترم تا به حال چند شاگرد در زمینه هنری تربیه کرده اید و آرزوی شما در برابر نسل جوان چیست ؟.

استاد: من در طول مدت فعالیت خویش بیش از صدها استعداد را کشف و درهنر تیاتر تربیه کرده ام . و امروز هم خود را خوشبخت میدانم که بتوانم در نسل جوان همچو استعداد ها را کمک کنم حتی اگر ده شاگرد در رشته تمثیل ، کارگردانی ، نمایشنامه نویسی ، دکور، مکیاژ و تاریخ ادبیات نمایشی از دوران یونان باستان تا امروز؛ تربیت نمایم برایم سعادت کلان خواهد بود.

_ آیا در برابر خدمتگذاری هایتان از جانب مقامات دولتی تقدیر شده اید و آیا دولت تا به حال به شخص شما و آرزو ها و مفکوره هایتان توجه کرده است ؟

استاد: من ارجانب دولت کمونستی و رهبران آن زمان مورد تقدیر قرار گرفته بودم ؛ درآن وقت من 23 مدال تنها از دوره داکتر نجیب دریافتم. و در زمان حکومت جناب کرزی یک بار مدال دریافتم آن هم از خود ایشان . اما وزارت اطلاعات و فرهنگ تا امروز نه نتها برای من که در برابرهیچ هنرمند توجه خاصی نداشته است. و باید فراموش نکنم از جانب آقای غلام حسین، فرخ اسفندی و ظاهرخان لقب «پدرتیاتر» برایم عنوان شد.

_ آیا مقامات رسمی فرهنگیان کشور تا چی اندازه با شما روابط حسنه دارند و از شما خبرگیرا هستند؟.

استاد: در مورد مقامات رسمی چندان نمیتوانم چیزی بگویم ، اما مردم و فرهنگیان و آن تعداد کسانی که حتی کوچکترین علاقه به تیاتر و سینما دارند؛ تا اندازه زیاد از من خبرگیری نموده اند و در زمینه های مختلف همکار و سپاسگذار شان بودم و استم . یکی از این شاگردان عزیزیم جلال نورانی که یکی از طنزنویسان پرکار این سرزمین میباشد ، در کتاب زیرعنوان «هنر نمایشنامه نویسی » درمورد من به یک نام مستعار بحث نموده است.

_ برای هنرمندان کشور و اولیای امور هنری و فرهنگی چی پیام دارید؟

استاد: پیام و توصیه من به عنوان پدر شان ، به عنوان پیشکسوت شان ، کسی که زندگی خود را وقف تربیه نسل جوان کرده این است که برای ترقی و تنور جامعه و هر فرزند وطن اندیشه و کار نمایند. برای منافع و بخاطر سرنوشت شخصی و خانواده گی و قومی یا مذهبی خود هیچگاه در برابر سرنوشت جامعه و وطن دغدغه ای رزمندگی و دینداری خویش را فراموش نکنند .هدفم کار و تلاش بیشتر برای تغییر باور های منفی در جامعه است که دست و پای مارا بسته مارا بدبخت کرده و از دنیا و همسایه های بسیار پسمان ساخته است. ایجاد یک تیاتر و هنر نمایشی مبتکر و روشنگر که با تیرهای انتقاد خرافات و عادت های مبتذل را از نفس اندازد؛ آرزوی بزرگم بوده است و میباشد. انسانهای کشور ما بیشتر خوبی و بدی خود را با معیار های کهنه می سنجند پس باید سبک افکار نو و علمی و مفید و وحدت بخش و سعادت بخش در جامعه پدید آید.

_ آیا وضعیت تیاتر در کشور به نظر شما استاد بزرگ رضایت بخش است؟

استاد: وضعیت تیاتر امروز مطلوب نیست. اساساً از جانب مقامات عالی رتبه دولتی و اطلاعات و کلتور توجه لازم صورت نمیگیرد. تیاتر وسیله نیرومندی برای تاثیر در مردم است. شخصیت سازی و تیپ سازی یکی از کارکرد های بسیار مهم هنر میباشد. به کارگرفتن شخصیت های هنری و تیپ های مثبت و منفی در تیاتر و نمایش؛ تماشاگر را به سوی آنچه حقیقت و زیبا و متعالی و قابل پیروی و سرمشق است رهنمون سازد و از عکس آنها بر حذر و دور میگرداند ، در واقع وسوسه بزرگ تیاتر همین است. هیچ اثرنمایشی نیست که در اخلاقیات و آگاهی های اجتماعی اثر نگذارد. بزرگترین مساله تیاتر اعتلای اصول زیست فردی و باهمی و امور رفتاری و اخلاقیات یک جامعه است.

امروز متاسفانه هرچیزی به نام هنر در بازار سیاه قرار داده میشود؛ خیلی هایش مبتذل و یا مضر است و یا تکرار دو باره است که ارزش و کیفیت لازم و سودمند و لذت بخش و اعتلا دهنده برای مردم ندارد. هرآنچه تمثیل میشود در قالب نمایشنامه یا در فیلم و سینما وقتی ارزش و معنا پیدا میکند که احساس و عاطفه و آگاهی و وجدانیات فرد و جامعه را تکامل ببخشد لطیف بسازد و انگیزه و نیروی خود دوستی و دیگر دوستی را بارور بسازد.

_ ازجوانان وطن و خاصتا انهای که استعداد هنری دارند و به کارهای هنری هم دست میزنند چی انتظار دارید؟

استاد: ازهمه اولتر رحمت به آن عده دختران و زنان که زندگی خویش را وقف تیاتر، سینما و تلویزیون کرده اند و امروزهم در این زمینه ها کار و فعالیت میکنند که در جامعه ما به معنی مبارزه است . خوشبختی اینجاست که جوانان درهمچو شرایط با علاقمندی و فداکارانه زحمت میکشند. و در راه آزادی بیان ، آزادی اندیشه و آزادی مطبوعات در برابر مظالم میجنگند.

توقع و انتظار اصلی همه از دولت و خاصتا از وزارت اطلاعات و فرهنگ و بخش های آموزش و پرورش است تا شرایط و زمینه های بهتر و با کیفیت تری برای تعلیم و تربیه سالم جوانان مساعد سازند. جوانان امروز ؛ مهمترین جزء اصلی و اساسی جامعه امروز و تشکیل دهنده تمام و کمال جامعه فردا میباشند. برای اینکه هریک از جوانان دارای یک اندیشه و مفکوره جدید و درست و کارساز برای خود و جامعه گردند باید نمره جو و دیپلوم طلب محض نباشند هر آنچه را ازامکانات دولتی و اجتماعی میسر است تمام و کمال بیاموزند و فراموش نکنند که امروز برای آموختن و کمال یافتن راه ها و امکانات صد ها برابر زمان جوانی های ماست. آرزو دارم جوانان ما بهترین بهره هارا از انترنیت و رسانه های نوین بگیرند؛ شاخص مطالعه و کتابخوانی و شاخص تولید علم و تولید آثار هنری عالی را در کشور ما؛ از اندازه بسیار پائین و خفت بار کنونی ؛ به بالا ها و بالا ها ببرند و افغانستان را از سرزمین ترور و تریاک و فساد به سرزمین عدل و عاطفه و صلح و سلام و دانش و روشنایی تبدیل نمایند. خواستن توانستن است؛ بخواهید و عزم کنید؛ چنین میشود!

_ ازمطبوعات و انترنیت و رسانه های همگانی در زمینه های عام و خاص چه توقعات دارید، آیا نقش و وظیفه خود را به درستی ایفا میکنند؟.

استاد : به نظرم ؛ هرکدام به زعم خویش آنچه خوب و درست است انجام میدهند.اما برای کسانی که عمر خود را در رشد هنر و تدریس علم و سایر خدمات ملی و اجتماعی گذشتانده اند چندان؛ کار انجام نمیدهند. بعضی از تناقص های عجیب و بی عدالتی ها هم وجود دارد، شخصیت سازی ها و قهرمان تراشی های کاذب . با توجه به تحول که در شناخت تاریخ روی داده است اصالت بزرگ کار مطبوعات و چیز های همردیف آن که رسانه ها و شبکه های اجتماعی باشند آنجاست که تاثیر دو جانبه را بوجود آورد در جامعه و انسان و باز در خود شان. مطبوعات و نشریه های انترنیتی که میتوانند ذهنیت انسانها را شکل بدهند باید از دست کم گرفتن مردم و عوامفریبی منزه باشند. چرا که منزل دروغ کوتاه است و حالا خیلی زود حقایق افشا میشود.

با اینهم خیلی خوشبختم که حد اقل در این سن پیری شاهد رشد مطبوعات و رسانه های خبری و تنویری استم که جامعه را به نیکی و آگاهی هدایت میکنند، مجبور میسازند به درک واقعیت، به شناخت خود و جهان وهمین جامعه را غنا و تاره گی میبخشد.

_ و به عنوان آخرین سوال استاد محترم؛ با نظرداشت صحبت های خوب و سازنده شما؛ چه تعداد هنرمندان و فرهنگیان و روشنفکران کنونی را شما قابل تشویق و تقدیر میدانید؟

استاد: خوشبختانه خیلی زیاد هستند تا حدی که ذهن من یاری میکند. از جمله هنرمندان، نویسنده ها، استادان پوهنتونها، رئیس بخش تیاتر و سینما وهمچنان ان عده کسانیکه در رسانه ها کار و خدمت میکنند همه قابل تقدیر و تمجید هستند. مخصوصاً از آن عزیزانی که به خاطر وظایف شریفانه شان؛ شهید شده اند و یا به گرفتاری و مهاجرت و صدمات دیگر مواجه شده اند؛ باید خیلی زیاد قدر دانی و دستگیری کنیم.

_ سپاس و امتنان زیاد استاد بزرگ و مهربان؛ خیلی افتخار بخشدید برای من که لحظات گرانبهای خویش را در اختیارم گذاشتید.

استاد: من هم خیلی خوشحال شدم ازعلاقه زیادت به هنر و در میان هنرمندان به من؛ آرزوی موفقیت های کلان برایت دارم.

بالاخره به پایان صحبت هایم رسیدم ، اما خیلی جالب است که این ملاقات و حاصل آن به یک بارگی وغیرنامنتظره اتفاق افتاد.