اینکه داغ غدۀ سر طانی غصب زمین،زهر فساد واختلاس وشعف قانون پیکر نحیف وناتوان کشور را معلول وناتوان ساخته قابل انکاررنیست اما شگفت در این است که سران ورهبران کلیدی کشور چون رئیس جمهور ومعاونین شان بجای مهار این امراض ساری وریشه کن کردن این غدۀ از سوز وگداز آن شکایت دارند چنانچه جناب استاد محمد کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهور در سخنرانی های اخیر خویش از وجود غدۀ سر طانی غصب زمین ها لب به شکایت کشودند گواینکه قدرتمندان بلا منازع دیگر ی وجود دارند که ایشان را در مجمر داغ این مصیبت جانکاه کباب کرده اند. احترام که با جناب آقای خلیلی داشته و دارم نمی خواستم درمورد صحبت های شان تبصره داشته باشم اما به حکم وجدان مشت نمونه خروار باید چیزک می نوشتم تا جناب شان در آینده بهتر متوجه وظایف خویش باشند .

نخست کالبد شکافی شکایه بزرگان کشور: نه تنها جناب استاد خلیلی از غصب هزار ها جریب زمین شکایت دارند بلکه محترم مار شال محمد قسیم فهیم معاون اول رئیس جمهور که خود ریاست کمیته دایمی قوانین کشور را به عهده دارند و در این مورد جلسات برگزار نموده تصامیم را اتخاذ می نمایند از عدم تطبیق قانون در کشور شاکی اند چند قبل جناب مارشال صاحب طی صحبت چنین ارشاد فرموده بودند در اینجا قانون تطبیق نمی شود تا قانون یکسان تطبیق نگردد مشکلات مرفوع شده نمی تواند من ندانستم هدف شان کی بود شاید هدف شان کسانی باشد که ساعت ها در لب سرک ها انتظار می کشند تا کاروان وسایط رئیس جمهور معاونین از خانه به دفتر برسند اگر مردم در لب سرک ها قم قم کرده در زیر لب بخاطر ساعت ها انتظار بخاطر عبور و مرور این محترمین دشنام می دهند عیبی ندارد راه صاف باشد مردم هر چه می گویند دست پدر شان خلاص وبه همین تر تیب جناب حامد کرزی از وجود فساد در داخل حکومت به تنگ آمده است و جناب مارشال صاحب از عدم تطبیق قانون شکایت دارند .وجناب خلیلی در فشانی میکند که غصب زمین به یک غدۀ سر طانی تبدیل شده است. رئیس جمهور منحیث مدیر اول کشور در برابر طغیان طوفان فساد به زانو در آمده باید کی بکمکش بشتابد واگر معاونین شان منحیث اشخاص دوم و سوم کشور وحافظ درجه دوم و سوم قانون از عدم تطبیق قانون شاکی باشد پس وای بحال مردم مظلوم وناتوانیکه روز ها تا شام بخاطر گرفتن حق خود در دروازه هارا دق الباب میکنند وفریاد رسی نیست که اشک مظلومانه چشمان رئیس جمهور را که از گسترش فساد در عجز ونیاز است پاک وکند ویا عقده های گلوی گرفته معاون صاحب دوم را که مسئول درجه دار رفاه اجتماعی ومشکلانت مردم است کمی بکشاید .بحال ملتی باید گریست که مسئولین ورهبران دست اول شان جزء عجز وناتوانی دست آورد دیگری نداشته باشند. واما سخنان جناب خلیلی وتحلیل بنده.

*
اگر غصب زمین از دائرۀ صلاحیت چند تن محدود به افراد ونهاد های دیگر سرایت کرد دیگر قابل کنترول نیست.

*
دعای مردم در حق غاصبین زمین قبول شده که گویا به مرض سر طان مبتلا شده اند خدا آنها را با حامیان شان لعنت کند چنانچه در ظاهر امر نشانه های آنرا جناب استاد خلیلی در وجود اقارب وخویشاندان که جزء از غاصبین زمین اند احساس کرده لذا هوشدار داده که بچشم سر دیده که غصب زمین سر طان زاست لذا ازین بیشتر بس است والا ندامت سودی ندارد. واین شهرک های غیر قانونی بر بالای ملکیتهای ملی در شرق وغرب کابل وشمال وجنوب کشور غدۀ های سر طانی بیش نیست.

*
غصب زمین مانند غده سر طانی خطر ناک است لذا کسانیکه در مقابل این غده واکسین نشده اند از غصب زمین خود داری کنند. یعنی حالا افراد پائین رتبه هم علاقه به غصب زمین دارند پس دلسوزانه برای شان هوشدار داد که این کار آنقدر هم ساده نیست عواقب خطر ناک در پی دارد وآنانیکه چون برادران رئیس جمهور ، معاونین محترم و وزراء وفر ماندهان ما فوق قانون قبلا از رفتن در زیر چتر مافیا در برابر این غده واکسین نشده اند از غصب زمین و چپاول بانک ها جدا خود داری کنند.

احتمال دیگر: معاون صاحب دوم رئیس جمهور از ادامه غصب زمین در کشور شکایت کرده واز عجز وناتوانی خویش در برابر افراد فوق به ملت خبرداده که دیگر دیر شده است واین گیلایه میتواند أهداف سیاسی زیادی در پی داشته باشد.از آنجائیکه محترم خلیلی از لحاظ صلاحیت شخص سوم کشور است لذا شکایت شان از دو نفر اول کشور یعنی رئیس جمهور ومعاون اول که همه زمین هارا به گفته بعضی ها غصب کرده اند موجه است و ایشان نمیتوانند وابستگان این دو شخص مقتدر را مانع شوند.واگر منظورش مردم ویا ارگانهای دولتی باشد برای هیچ کس قابل قبول نیست. اصلا این سخن ها بدل نمی نشیند و از نظر مردم این برادران رهبران وحلقات اطراف شان اند که دست به غصب زمین و جایداد های دولت زده اند وحال شکایت هم همین ها میکنند که مایه تعجب وشگفت است.

سخن مــردم: جناب خلیلی اگر زمین را غیر از برادران رئیس جمهور ومعاونینش کسانی دیگری غصب کرده وشما توان جلگو گیری را ندارید پس چه کسی جلو گیری کند؟ گدای گران بازار یا مردم ناتوان و پا برهنه کشور .در دنیا دفعه اول است که قدر تمند ترین مهره های حکومت از عجز وناتوانی در برابر مردم صحبت میکنند.هر گاه این در فشانی واقعیت داشته باشد معنی اش این است که درین کشور نه قانون است ونه هم عدالت و انصاف هرکس هر چه توانست انجام میدهد وجناب خلیلی از طرف ما فیائی قدرت خارج دولت به گرو گان گرفته شده لذا بدادش برسید.

اگر جناب خلیلی خود را معاون دوم رئیس جمهور وسومین شخص با صلاحیت کشور میداند.مسئولیت جلو گیری از غصب زمین را بدوش کی می اندازد.این سخنرانی اش دو مفهوم دارد اول اینکه غصب را اشخاص با صلاحیت تر ازوی انجام میدهند یعنی رئیس جمهور ومعاون اول وایشان توان ممانعت وجلو گیری را ندارند .واگر منظورش این با شد که وزارت خانه ها وارگانهای امنیتی به هدایات شان گوش فرا نمیدهند بهتر است استعفا دهند وبار مسئولیت را بعهده نگیرند. تا در دنیا و آخرت نزد خدا (ج) و بنده گان خدا شرم سار نباشند .

اما گمانه زنی های وجود داردکه ایشان هم مسئول غصب زمینها اند وهم میخواهند در آستانه ختم دوره ریاست جمهوری حامد کرزی که ختم معاونیت ایشان را همراه دارد با انتقاد وسر انجام استعفاء بعد الوقت خودرا برائت دهد.
نه این عیب بزرگ است که قدر تمندترین رهبران حکومت در برابر غصب زمین اظهار عجز کنند واین به معنی این است که اینها قادر به تطبیق قانون وحمایت از حقوق مردم جان مردم ناموس مردم که به آنها اعتماد کرده رای داده اند نیستند.وعروسک های بی اختیار تکیه زده بر چوکی محترمین قدرتمند باور داشته باشید که بلاخره شما میروید اما حساب شهرکها وزمینهای غصب شده را ملت از برادران و اقربای شما میگیرند.زمین ها هم در جای خود معلوم است که چطور غصب شده اند ومالکین شان هم که تا قبل ازین حکومت هیچ چیزی برای خوردن و پوشیدن نداشتند برای مردم معلوم است وبه استناد همین سخنرانی شان غدۀ های سر طانی را از بدن شان جدا میسازند. قلم بدست داشتم آخرین جملات و کلیمات این مقاله را می نوشتم که تلویزیون طلوع خبر و تصویر را بدست نشر سپرد برایم خیلی تکان دهنده و غیر انسانی بنظر می رسید چماقداران تفنگ بدست که گفته شد، محافظین معاون اول ولسی جرگه اند یکی ازسربازان پولیس را لت و کوب می نمودند و چند نفر پولیس دیگر خیره سرانه تماشا می کردند گفتم خدایا اینها که قانون می سازند چطور قانون می شکنند باز گفتم عیبی ندارد هرکه پا کج می نهد خون دل ما می خوریم ، به هر صورت پولیس حافظ قانون است بی احترامی و بی اعتنایی در مقابل پولیس ملی بی حرمتی به قانون است امیدوارم جناب حاجی عبدالظاهر قدیر معاون اول ولسی جرگه با جرات اخلاقی که دارند بادی گاردان بی بند و بار را از محافظت خود برای همیش دور سازند و از پولیس که لت و کوب گردیده دلجویی به عمل آورند .

احمد سعیدی

گزیده های مقالات سیاسی استاد احمد سعیدی کلیک نمای