سلیمان کبیر نوری

 

تحلیلی برخبر

 

 سیاهنامه ِ تازهء احمد رشید برای سیاه روزتر کردن افغانها

 

درینجا میخوانید:

 - امپراتوری غرب و احمد رشید

- قصه نامه ی سرگشادهء احمد رشید عنوانی پریزیدنت اوباما:

- ISI شاخ و دم نداشته است!

- افشای سند تکاندهنده در ویدیوی مستند بوسیلهء زید حامد پاکستانی(اعلام عمق استراتیژی پاکستان)

- علمای نامنهاد دینی افغانستان که ابزاری بدست دشمنان اند

- نتیجه گیری

 

تذکار لازمی:

ارچند من هماره طی چند سال اخیر، چه با نامهای مستعار، چه بدون تذکر نام و چه با تذکر نام،  نوکرکان زرخرید، حلقه بگوش و مزدور و حلقات استخباراتی دشمن افغانستان و دشمن حیات و منافع طبیعی و خدادادی مردم مان را به افشاء گرفته ام؛ اما انگیزه ِ اصلی این نوشتار، جلب توجه جدی تر و لازمهء درک خطر بازهم از ناحیه همان مهره های سبز و فعال با امکانات محیرالعقول میباشد که من در مورد به قول خودشان«  او  اچه طراح  بلا اداکار هی » این کرنیل ها و جرنیل ها و جنرال های پنجابی و نشنلیست های مزدور شان، بسیار هوشدار داده ام. اینبار خواستم  موجز و کانکریت در مورد این چشم مهره ( احمد رشید ِ ژورنالیست مشهور ِ پاکستانی!!!!) از زاویه متفاوت تر بنویسم. (با اینهم تصور میکنم مطالب حجم یافته است ولی چه باید کرد که امر سرنوشت و آزاد بودن یا غلام بودن است!)

امپراتوری رسانه ای غرب به این آقای نیمه ریشو  " احمد رشید ژورنالیست مشهور  پاکستانی" نام نهاده است.

حتی این دقیق نیست که اصل و نصب این آقا « پاکستانی» است.

 ببینید که در جریان تهیه اسناد و مدارک برای شناسایی این آدمک، من با چه مشکلاتی برخورده ام. ژورنالیست شهیری که او را شبکه های روپرمرداخی غرب "شهیر" نام گذاشته و در واقع شهیر ساخته است.

 بدون شک شبکه های مافیایی استعماری بالای کسانی سرمایه گذاری نمیکنند که فاقد استعداد و هوشمندی و ذکاوت باشند، اما آنها چنین استعداد ها را برای بکار گیری اهداف خویش با استفاده از کلیه امکانات در دست داشته رهنمایی و کمک نیز مینمایند و در آخرین تحلیل شهیر جهان میسازند.  

هفته ِ گذشته خبر تازه ای در رسانه ها توجه ام را به خود معطوف ساخت؛ و آن انتشار کتاب نو احمد رشید « پاکستانی» بنام « پاکستان در پرتگاه» ( چه نام جذاب و انتخاب روانشناسانه و نیرنگ بازانه) بود که میدیای غرب با اشتهارات هدفمندانه مثل همیشه، این کتاب او را از نام یک نویسنده ی شهیر، پژوهشگر، کارشناس در امور سیاسی منطقه ، روزنامه نگار معروف پاکستانی ، خبر نگار کنجکاو پاکستانی، احمد رشید خبر نگار و نویسندهِ پاکستانی، احمد رشید پژوهشگر در امور افغانستان حتی بیش از حد معمول سابق علم کردند .

 خود آقای رشید  در کتاب "طالبان، اسلام، نفت و بازی بزرگ جدید" در سال 1379 چنین نگاشته است: ( بیست و یک سال فعالیت من بعنوان یک خبر نگار پاکستانی بوده است.) و خانم خود را که از ایشان ابراز سپاس نموده است، انجلس نامیده است. بدین ترتیب نه خودش و نه میدیا و نه هیچ منبعی در انترنت، هیچگاهی سندی را منتشر نساخته اند که احمد رشید گویا یک ژورنالیست با تبار و اصل و نصب پاکستانی، و فعلن تبعهء فلان کشوری است.

من که میخواستم در مورد احمد رشید بنویسم  موصوف را در انترنت سیرچ کردم ، متاسفانه اصلا" در مورد زندگی شخصی اش چیزی  بدرد بخوری برای نگارش حاضر بدستم نیافتاد. این خود نی تنها موقف و موقعیت و شخصیت مهم  این کارآگاه را بیان میکند، بل نیرو مندی حامیانش را در انحصار و کنترول میدیای الکترونیکی ( انترنت) نیز به ثبوت میرساند. زیرا زندگی واقعی چنین افراد نباید افشاء شود.

به هر حال آن چیزی که برای شناسایی این مردک بدستم رسید،  دراثر موصوف بنام طالبان، آنهم در جهت شهیر سازی اش ، از نویسنده ی به نام « پروفیسور فرد هالیدی، مدرسه ی اقتصاد لندن» بود که برایم منزلت و جایگاه خاصی را داشت که چنین نگاشته بود:«اثر حاضر یک بررسی فوق العاده جالب و خواندنی از جنبش طالبان است. نویسنده که طی دو دهه گزارشگر مسایل افغانستان بوده و به سیاستگزاران پاکستان، ایران و کشور های آسیای مرکزی دسترسی مستقیم داشته است، جایگاه ویژ ای درین رابطه دارد. دشوار است اثر دیگری بتواند با کتاب حاضر برابری کند. این بی تردید کتاب بر جسته ای در ارتباط با موضوع بشمار مییید.»1 . بقیه را در انترنت، آنهم در سایتهای زبان انگریزی، که همه بازهم جز تعریف و اشتهار چیزی بدرد بخورنبود ، و نه از حقیقت زندگی شخصی اش، ، چنین دریافتم:

پسر احمد یک انجنیر و متاهل  میباشد. رشید با خانمی بنام «انجلس اسپینو پِرِز- هورتادو» در سال 1982عروسی کرده است. اولاد ها: رافایل، سارا بانو. تحصیلات: شامل کالج دولتی در لاهور( 1966-1968)، دانشگاه کامبریج       ( 1968- 1970)، بی اِیِ  و    ام اِی .  دین- اسلام.

آدرس: دفتر خانگی پاکستان.( چه آدرس دقیق و واضحی. نگارنده)

پیشه: ژورنالیست و ناشر، خبر نگار دیلی تِلِگراف لندن انگریز، سابق خبرنگارِ اقتصادی شرق دور در هانگ کانگ، ناشر و پژوهشگر و محقق در شبکه ها و تلویزیون های بین المللی بریتش برودکاستنینگ کارپوریشن(بی بی سی) و شبکه اخبار سی اِن اِن و شبکه کیبلی، عضو کمیسیون حقوق بشر پاکستان، فِتزویلیام کالج ِ کامبریج و فعلن بحیث خبر نگار در امور افغانستان، پاکستان و آسیای میانه برای مجلهء شرق دور ایفای وظیفه مینماید.

او همچنان برای وال استریت ژورنال مینویسد و در مجله های  « نشل ژورنال» و« اکادمیک ژورنال» وظیفه دارد. او بصورت منظم در تلویزیون های بین المللی « بی بی سی» و « سی اِن اِن» ظاهر میگردد.

کتابی را که رشید در سال 2000 به نام طالبان( جنگجویان مسلمان، نفت و بنیاد گرایی در آسیای میانه ) انتشار داد  برای پنج هفته از پُر فروشترین کتاب ها بود که به 22 لسان ترجمه گردید و یکنیم ملیون کاپی آن، بعد از حملات 11 سپتامبر 2001 بفروش رسیده است. در همان مقطع زمانی بوسیله ی تحلیلگران امریکایی بصورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت.(قابل تذکار است عنوان کتاب فوق در متن انگلیسی چنان آمده است، اما به زبان فارسی دری بنام "طالبان – اسلام، نفت و بازی بزرگ" برگردان شده است.  نگارنده).

آخرین کتاب او «سقوط بسوی هرج و مرج: اضلاع متحده ی امریکا و ناکامی آن در ملت سازی پاکستان، افغانستان و آسیای میانه». انتقاد از امریکا و اروپا بخاطر ناکامی ایشان در اعمار مجدد افغانستان و نقش پاکستان در احیای مجدد طالبان و عناصر القاعده.

تبصره های رشید در «واشنگتن پست» و «پُست گلوبال سگمنت» به نشر میرسد.

رشید در لاهور ِ پاکستان با خانم و دو طفل خود زندگی میکند.2

و درجای  دگری، بازهم فقط اشتهار بود و بس. طوریکه در پائین شما مشاهده میفرمایید:

احمد رشید یک ژورنالیست است، کسیکه افغانستان، پاکستان و آسیای میانه را بیشتر از بیست سال تحت پوشش دارد. او خبر نگار مجله ی  وال استریت، مجلهِ  اقتصادی شرق دور، دیلی تلیگراف،، دِ نشن، آَ لیدینگ نیوز پیپر اِن پاکستان، نیویارک تایمز است که آثارش به بیشتر از بیست زبان برگردان شده است.3

اینکه طی سی سال، تمامی امکانات  برای چنین  فعالیت های  محیرالعقول ژورنالیستکی برای این مردک انتخابی فراهم گردیده ، کارزار وسیع استخبارتی میطلبد که متاسفانه  من از پرداختن به جزئیات آن قاصرم . ولی این را بخوبی میدانم که این آقا به استشارات چه کسانی، برای چه اهدافی موظف به چنین نگارش ها شده است.

ما از چند و چون نبشتار ها و کتابهای روانشنسانه و شستشوی مغزی کنندهء شهکارانه ی آن میگذریم ؛ و کوتاه و مختصر به پژوهش آخرین ابتکارات آن شخصیت میپردازیم. ولی شما ببینید چشم سفیدی و حقه بازی های پاکستانی را که نیرو های جامعهء جهانی جمع ایساف و قوتهای افغانستان و همه ستراتیژیست های غرب ناتوان از یافتن  راه حل و فصل مشکل افغانستان اند و فقط جمعی از پاکستانی ها به رهبری احمد رشید در عالم قادر اند که یگانه تیزس  و طرح راه ِ برون رفت را برای رئیس جمهور امریکا ارایه دهند و جالب تر از همه که مفاد این گویا طرح و تیزیس طی نامهء سر گشاده رشید آقا، در استراتیژی امریکا که در رابطه به حل و برونرفت از بحران افغانستان ، بصورت روشن بازتاب یافت.برایم گیچ کننده بود.

قصه نامه ی سرگشاده:

در12 دسامبر سال 2010 همایشی تحت نظر و مدیریت احمد رشید به یاری و همکاری و همپایی حامیان بنیاد گرایی در کشور آلمان تدویر یافت. درین نشست که افراد و اشخاص زیادی بنام کارشناس، استادان یونیورستیت از اسلام اباد، استراتیژیست ها و نخبه های پاکستانی و غیر و غیره اشتراک داشتند، بعد از ختم این همایش که آن هم زیرکانه، ماهرانه و هدفمندانه در آستانه ی اعلام استراتیژی سیاست اوباما در مورد افغانستان گشایش یافت،تهیه ِ یک نامه ی سر گشاده عنوانی پریزیدنت اوبا بود. برای من جالب  بود که الا یکهفته تدویر این همایش فقط بصورت گزارش مختصر خبری تحت پوشش رسانه ها قرار گرفت. از متن این نامه ی سرگشاده به زبان فارسی دری اصلن خبری نبود. این خود حس کنجکاوی ام را برانگیخت تا دریابم که گپ ها از چه قرار است. متن نامه را  دریافته به تحلیلی برآن پرداختم که بعد از سه قسمت از نشر آن بنا بر مشکلات صحی هنوز هم ادامه ی آن ناتمام مانده است.

این نامه ی سرگشاده، ابتکار آقای رشید ، با تحلیلی ازهر پروگراف که به آن پرداخته بودم، آن را میخواهم که تکرار احسن گویا درینجا اقتباس نمایم :

 

 « زمان مذاکره در افغانستان فرا رسیده است

نامه ی سر گشاده

گاردین، دوشنبه ( 12 دسامبر 2010)

آقای رییس جمهور!

ما به مثابه اشخاص اکادمیک، متخصصین، و اعضای سازمان های غیر دولتی که ده ها سال در افغانستان کار و فعالیت کرده ایم، نسبت ادامهء  جنگ کنونی و عدم یک سناریوی مؤثق برای آینده، عمیقا" نگران میباشیم . مصارف جنگ تنها برای ایالات متحده امریکا بیشتر از 120 ملیارد دالر در یک سال است که در دراز مدت قابل ادامه نخواهد بود، مزید برآن تلفات انسانی  زیاد  شده میرود، بیشتر از 680 سرباز نیروهای ائتلاف بین المللی و صد ها افغان در سال روان جان های خود را در افغانستان از دست داده اند، در حالیکه سال هنوز به پایان نرسیده است. ما از شما تقاضا بعمل میآوریم تا  منابع بینظیر و نفوذی ایکه ایالات متحده دارد، برای صلح در افغانستان به کار اندازد.»

ببینید در متن فوق چگونه دلسوزانه! این نخبگان از مصارف ماهوار ایالات متحده ابراز نگرانی کرده اند، که هدف از ابراز چنین تشاویش، جلب اعتماد وعلاقمندی به این نامه میباشد. در جای دیگری میخوانیم که:

« با وجود این همه مصارف هنگفت، شورشیان طالب در تمام کشور پیشرفت کرده اند و ازین رو وضع در محلات نسبت به سال گذشته خیلی ها خرابتر شده است. اکنون خیلی مشکل است تا در خارج از شهر ها کار کرد. و حتا در اطراف و اکناف افغانستان، از طریق شاهراه ها سفر نمود. زیرا با استفاده از کاستی های حکومت افغانستان و اشتباهات ائتلاف، شورشیان به اوج فعالیت خویش رسیده اند.

 امروز طالبان با حضور خود در شمال  و غرب افغانستان یک جنبش ملی ؟ میباشند. پایگاه های خارجی کاملا از منطقهء ماحول خود تجرید شده اند و توان آن را ندارند تا از اهالی  محافظت نمایند، اکنون نیروهای خارجی زمان بیشتر از اقامت ارتش سرخ در افغانستان حضور دارند.»

 درینجا باز هم مثل رسانه های مغرض ؛ به بزرگنمایی گروهک های بنیاد گرای  ماقبل قرون وسطایی  و تروریستی ، پرداخته اند که گویا بائیست در برابر این گروهک ها سر تعظیم فرود آورده شود.

این آقایان ؛ با وقاحت بینظیر گروهک های عقبگرای وحشی را جنبش ملی  خوانده اند، در حالیکه مردم مناطق شمال، شمال شرق، مرکزی و غرب کشور ( حدوداً دو ثلث مردم افغانستان !) نسل کشی های وحشیانه ی ایشان را طئ نیم دههء که ارتش پاکستان و القاعده آنانرا بر این سرزمین مسلط کرده بود؛ مانند دیروز به یاد دارند و برای اجرای عدالت و تحقق حق شرعی و الهی ی قصاص خود نسبت به آنان  و باداران شان هرگز خسته نشده اند!!!

ناگفته نماند که مردمان شریف و مظلوم جنوب هم ، اگر بتوانند در بدل جنایات سربریدن ها و سنگسار های نه تنها غیر حق که وحشیانه ؛ کشتن بیدریغ روشنفکران ؛ روحانیون حق گوی و حق پرست ؛ سران اقوام و قبایل خود و باعث شدن هزاران تباهی به دلیل سپر ساختن مردم در جنگ پاکستانی ها درین مرزبوم؛ سرکرده های طالبان را قصاص نمایند باید هرکدام از آنها را صد ها و هزاران مرتبه اعدام کنند .

تازه خود آقای احمد رشید برای چنین محاکمات ؛ شاهد عمده و اساسی هم میباشد .  طوریکه جناب شان ، هدفمندانه و از سر ناگزیری در کتاب خویش بنام « طالبان» و سایر گزارش ها و نگارش ها نه اینکه نتوانسته اند آن جنایات ضد بشری و جنایات جنگی ی قرن بیست و یک را کتمان نمایند بلکه  بدانها اذعان داشته و نسبت به آنها ادای شهادت فرموده است !!

 اینکه اکنون  چه چیزی باعث شده که جناب ؛ آن همه نوشته ها و سند هایی را که در پایش  امضاء نموده است ؛ فراموش نموده نغمهء برعکس ساز کند ؛ واقعاً پرسیدنی است !؟

در جای دیگر میخوانیم:

«از لحاظ سیاسی، توافقی که در نتیجه مداخلهء سال 2001  بوجود آمده  ناپایدار است. زیرا در آن وضع مردمانیکه طالبان تبارز ایشان اند در قدرت نمایندگی ندارند. قانون اساسی نسبت تمرکز زیاد قدرت به مرکز برخلاف عنعنه افغانی میباشد.»

این نخبگان زبده؟؟ ازعدم موجودیت نمایندگی چه کسانی در قدرت حرف میزنند!!؟؟  

محبت و نگرانی ی آنانیکه خود را استراتیژیست ها ؟ یا ناف جهان خوانده اند؛ نسبت به کدام یک از اقشار جامعه ی ماست؟»

 قانون اساسی سال 1943 ( در اواخر قرن 20) سالیان متمادی در مطابقت با عنعنه ی افغانستان مورد تطبیق قرار میگرفت ؛  در اساسات مورد اشارهء عالیجنابان ؛ قانون اساسی  که در حضور نیروهای خارجی تدوین و نافذ گردیده ؛ با صراحت و کمبودی هایی  که دارد، بهتر و مترقی تر میباشد که در فرصت دیگر به تحلیل و ارزیابی آنها خواهیم پرداخت

اما اینکه حالا این قانون در قرن بیست ویک با عنعنات جامعه ی ما سازگاری ندارد ؛ بدان معنا است که روند تاریخی کشور ما خلاف کلیه جوامع بشری در عقبگرد است و این اهانت آشکار در برابر مردم ما و جهانیانی میباشد که با وسواس حتی الامکان صرف مساعی کرده اند که کشور ما با تمام عنعنات پسندیدهء ملی از نظر حقوقی کشور امروزی باشد.

چرا آقایان واقعیت ها را وارونه جلوه داده ؛ صاف و پوست کنده  نمیگویند که قانون و نظام موجود با عنعنات قبیلوی و عشیروی پاکستان ( یعنی سیاستی که پاکستان تحت این عنوان ساخته و پرداخته و به پیش می برد ) مطابقت ندارد!؟اگر به متنی که سایت رادیو دویچه له بیرون داده اتکا کنیم ؛ ایشان هم این مورد را صاف و پوست کنده هم ساخته اند :

« کريستيان واگنر، رييس بخش آسيا در بنياد "علم و سياست" در آلمان، از هيات پاکستاني پرسيد که براساس کدام قاعده خواهان تشيکل حکومت "اکثريت پشتون هاي قبيله اي" در افغانستان است، درحالي که اين موضوع داخلي افغانستان است. در حالي که سياستمداران و پژوهشگران پاکستاني تاکيد مي کنند که در پي "هيچ گونه عمق استراتژيک" در افغانستان نيستند و زمان جنگ سرد گذشته است. مهمانان پاکستاني مي گويند "مشکل افغانستان را درک کرده اند و خواهان حل اين مشکل هستند. به گفته آن ها، تا زماني که "پشتون هاي قبيله اي" خود را در نظام سياسي افغانستان در اکثريت احساس نکنند، ثبات در افغانستان تامين نمي شود.

يک خبرنگار امريکايي اين سوال را مطرح کرد که چرا آن عده از اعضای طالبان که خواهان مذاکره با حکومت افغانستان هستند، بازداشت می شوند. خبرنگار آلمانی از هیات پاکستانی پرسید، چرا در هر جايي که حمله تروريستي صورت مي گيرد، به پاکستان ارتباط دارد. پرسش هاي ديگر، بر اين نکته متمرکز بود که اکثريت اعضاي کابينه و پارلمان افغانستان پشتون هستند و رييس جمهور این کشور نيز يک پشتون است، چرا پاکستان باز هم به اين مساله تاکيد مي کند. پاسخ پاکستاني ها اين بود

که پشتون های شامل در قدرت، از پشتون های قبیله ای نمایندگی نمی توانند. »

مگر این سخن ها هذیان است یا معنایی دارد ؟ در کشوریکه صرف نظر از حق بودن یا ناحق بودن ؛ اکثریت حاکمان پشتون میباشند ؛ بازهم گویا آنها هیچ اند و از « پشتون های قبیله ای » نماینده گی کرده نمیتوانند !!؟

معنای صاف و پوست کننده همین است که ولو تمامی مقامات حاکمه افغانستان پشتون باشند ؛ به درد پاکستان نمی خورند و پاکستان , اینجا حاکمیت مطلق خود را میخواهد و فقط برای آن نام « حاکمیت پشتون های قبیلوی » داده است , کما اینکه در حاکمیت « پشتون های قبیلوی جنوب ( طالبان)» این کرنیل های پاکستانی بودند که بر کلیه ادارات و منابع و مراکز قدرت و دولت افغانستان و حتی محلات ناموسی افغانها یعنی امنیت ملی ؛ اردو ، پولیس ، وزارت خارجه ... تسلط عام و تام و مطلق و مطلق داشتند !!!

بر گردیم به در فشانی های جناب احمد رشید اجینت ذخیرهء آی ایس آی ؛ برای همچو روزی :

«عملیات جنوب افغانستان در ولایات قندهار و هلمند خوب پیش نمیرود. استراتیژی ایکه محراق آن را مردم محلی در منطقه تشکیل میداد، امروز به یک جنگ تمام عیار تبدیل گردیده است و با عث تلفات جانی و تخریب جایداد مردم میگردد. حملات شبانه بر خانه ها جهت از بین بردن طالبان مظنون به یک سلاح اصلی تبدیل شده است که بیشتر مردم در افغانستان این میتود ها را غیر قانونی میپندارند.  نسبت خشونت در این عملیات نظامی ، ما در تلاش خود جهت تسخیر قلب و مغز پشتون ها در دهات بازنده هستیم . این وضع تاثیر مستقیم بالای تداوم جنگ دارد. این تدابیر ماورای نتایج جنگی بحث برانگیزآن، نارضیتی خلق مینماید. حملات هواپیماهای بی پیلوت در پاکستان تاثیر محدود داشته پاکستان را بی ثبات میسازد. تلفات شورشیان با جلب عناصر بنیادگراتر از سابق، تکافو میگردد. کامپاین نظامی بالای علایم مریضی تاثیر موقتی داشته در تداوی کامل آن ناکام است. عملیات نظامی بطور موقت وضع امنیتی را بهبود میبخشد. اما این بهبودی دوامدار نبوده، بدون یک توافق سیاسی در منطقه وسیع که قوای خارجی در آن حضور ندارد استقرار نمی یابد.».

درین بخش عمدتاً به هدف قراردادن محلات تروریست ها بوسیله ی هواپیماهای بدون سرنشین به داخل پاکستان اشاره شده است که پیامد و مثمر بودن آن را زیر سوال قرار داده، و موثریت آن را موقتی پنداشته اند؛ به هدف اینکه از پریزیدنت اوباما خواسته شود تا از حملات این هوا پیما ها در خاک پاکستان جلوگیری بعمل آید.  

بخش دیگری از نامه ی سرگشاده را هم میخوانیم و باز بیشتر مکث میکنیم :

« ضرب الاجل سال 2014 که وظایف امنیتی را بدوش اردوی ملی افغانستان میگذارد، واقعبینانه نیست. با از بین رفتن سریع قدرت دولتی در یک منطقه برای اردو مشکل خواهد بود که به تنهایی بدون ساختارهای دیگر قدرت در منطقه باقی بماند.

خواهی نه خواهی طالبان در دراز مدت جزءای از ساحه سیاست افغانستان خواهد بود و ما ضرورت داریم جهت رسیدن به یک موافقهء دیپلوماتیک با آنان مذاکره کنیم. رهبری طالبان تمایل خود را جهت مذاکره ابراز کرده اند؛ و این به نفع ماست تا با آنان صحبت نمائیم . در واقع طالبان در تشویش آیندهء افغانستان اند؛ بر خلاف کسانیکه فکر میکنند، نه به خطر جهاد اسلامی وسیع جهانی. ارتباط شان با القاعده که در افغانستان دیگر وجود ندارد ضعیف است. ما ضرورت داریم که حد اقل به صورت جدی در جستجوی یک توافق سیاسی باشیم که در آن طالبان بخشی از سیستم سیاسی افغان باشند. مذاکرات با شورشیان میتواند به تمام گروپ ها و قدرت های محلی در افغانستان گسترش یابد.»

در جملات فوق چقدر کتمانگرانه و وقیحانه ابراز داشته اند که«رهبری طالبان تمایل خود را جهت مذاکره ابراز کرده اند؛ و این به نفع ماست تا با آنان صحبت نمائیم. ».

در واقع پیشنهادهای  توأم با شله گی و یک جانبه و بر خلاف آرای حقیقی مردم افغانستان از سوی محترم حامد کرزی مبنی بر مذاکره و معامله با طالبان، مردم مظلوم ما را به ستوه  آورده است.

هرباری که پیشنهادی از جانب شان در زمینهء مذاکره با طالبان بنیاد گرای اجیر پاکستان و ارتجاع پطرو دالر عرب اعلام گردیده است، با پاسخ توسط عملیات خونین انفجاری و انتحاری مواجه گردیده است. این همه کوهی از شواهد است که ما همه با چشمهای باز و گوشهای شنوا آن را دیده و مشاهد کرده ایم و می کنیم .

پستی، پلشتی، زشتی و بیچارگی ازین بیشتر میتواند برای به اصطلاح مقام ها، نخبه گان و استراتیژیست ها ؟؟؟ باشد که در نامه ی نامنهاد سر گشاده ی خویش با دیده درایی ضد تمام این حقیقت ها انشاء پردازی کرده اند؟

در نامه یکی از اهداف غرب را چنان توجیه و تائید مینمایند؛ که گویا تطبیق پیشنهادات شان، منتج به خروج اکثریت قطعات خارجی شده و قسمتی از قوای خارجی میتوانند برای مدت نامعلومی در افغانستان باقی بمانند، از جانب دیگر با موافقه ی دیپلوماتیک خواسته اند تا این گروهک ها ی تروریستی که لگام شان در دستهای کثیف  آی اس آی میباشد؛ در سطح بین المللی برسمیت شناخته شوند. درینجا به صراحت اذعان داشته اند که القاعده در افغانستان وجود ندارد (پس در پاکستان موقعیت دارد !؛ و لذا مرکز تروریزم را ناخود آگاه افشاء کرده اند). از جانب دیگر روابط خویش را با طالبان که همیشه انکار میکرده اند بر ملا ساخته اند؛ وعجیب هم بر ملا ساخته اند:

«تماس های فعلی بین حکومت کرزی و طالبان کافی نیست . امریکا باید ابتکار عمل  جهت شروع مذاکرات با شورشیان را در دست گیرد و مذاکرات را در چوکاتی براه اندازد که منافع امنیتی ایالات متحده را مد نظر گیرد. علاوتا"با درنظر داشتن نفوس بیشتر آسیب پذیرافغانستان – زنان و اقلیت های ملی و به ارتباط  دستاورد های محدود اما واقعی ایکه از سال 2001 تا حال بدست آمده است ؛ مذاکرات باید همین اکنون صورت گیرد.

زیرا چنین مینماید که طالبان سال آینده قویتر خواهند شد ازین رو ما از شما خواهش میکنیم تا گفتگو و مذاکرات مستقیم را با رهبری طالبان که در پاکستان اقامت دارند، تصویب و ازان پشتیبانی نمایید. یک آتش بس و عودت رهبران شورشی به افغانستان میتواند بخشی از تخفیف تشنج  و ایجاد حکومت ایتلافی باشد.

عدم امکان پیروزی نظامی پالیسی فعلی ایالات متحده را در موقف دشوار قرار خواهد داد. برای آنکه مذاکرات سیاسی امکان  داشته باشد تا به نگرانیها وعدم  تساوی سیاسی رسیدگی کند، باید در چندین سطح صورت گیرد یعنی با کشور های همسایه افغانستان و همچنان در سطح  ولایات و نواحی . میز های مختلفی که در اطراف آن مذاکره صورت میگیرد  از سببی قابل اهمیت  اند که پیام و واقعیتی را می رسانند و تقویه میکنند که آن اشتراک تمام جوانب در بحث بالای اینده سیاسی افغانستان است نه یک چاره عاجل در معامله با شورشیان .

ما معتقدیم که میانجیگری میتواند برای توافق صلح در افغانستان کمک کند و به طالبان توان آن را دهد تا منحیث یک طرف مسوول در نظم سیاسی افغانستان عرض وجود نمایند وهمچنان اطمینان حاصل گردد که افغانستان در آینده   تبدیل به پایگاه تروریزم بین المللی نه شود وآزادی ایرا که مردم افغانستان به سختی بدست آورده اند از آن پاسبانی نمایند. این وضع  به ثبات در منطقه  کمک  نموده ضرورت حضور نیرو های بین المللی را به میزان بزرگ غیر ضروری ساخته و اساس روابط  دوامدار میان افغانستان و جامعه ی جهانی را فراهم میسازد. جهت یک نتیجه ی مثبت ضرورت است تا امریکا تمامی مهارت های سیاسی و دیپلوماتیک را درین خصوص بکار ببرد. زمان آن است تا یک استراتیژی الترناتیف را پیاده نموده  تا ایالات متحده بتواند با خروج از افغانستان، منافع برحق یا قانونی امنیتی اش را نیز محفوظ دارد.»

چنانکه ملاحظه میفرمائید همه اینها یعنی سفسطه ! در شرایطی که حتی رئیس دولت و اکثریت پشتون در دولت کثیر الملهء افغانستان « از پشتون های قبیلوی » نماینده گی نمیکنند و باید به دریای هلمند یا آمو یا سند افگنده شوند و «حکومت » افغانستان فقط از آن «طالبان پشتونهای قبیلوی جنوب» باشد ؛ تمامی این در فشانی ها « جرت خر » است و بس.

در اخیر این نامه میبینیم که بازهم به قول رادیو صدای آلمان،از نام مقام ها و پژوهشگران مراکز تحقیقات استراتژیک پاکستان ( که با این همه القاب بزرگ علمی به معرفی گرفته شده اند)، اراجیف به بهانه دفاع  از داعیه ی صلح پایدار تحت سلطه ی تروریزم، بنیاد گرایی وعنعنات خشن قبیله سالاری قبل از اسلام؛ که هیچگونه ارتباطی با رسوم و عنعنات جامعه ی ما ندارند، و در یکی از کشور های غربی به اصطلاح حامی و مدافع سینه چاک دموکراسی و حقوق بشر بلند میشود که چه شرم آور، بربر منشانه، رذیلانه، مرتجعانه و تاسفبار است ؛ منجمله برآزادی 51 فیصد از نفوس جامعه ی ما ( زنان) وحشیانه خط بطلان زده اند. آیا این دانشمندان تضمین مینمایند که با کاربرد و تعمیل این طرح بی بنیاد شان در افغانستان، صلح دایمی  ـ حتی صلح قبرستانی !ـ استقرار خواهد یافت؟ 4

 

احمد رشید، یکی از تحلیلگران اینچنانی  است که معتقد است طالبان تغییر کرده اند، در یک سخنرانی در انستیتوت بروکینگز در واشنگتن گفت: «من معتقدم که طالبان تغییر کرده اند». او به گونه نمونه این تغییر طالبان، به این موارد اشاره می کند: طالبان از القاعده فاصله گرفته اند، مکتب ها را نمی سوزانند و دخترانی را که به مکتب می روند، هدف قرار نمی دهند. اما این مثال ها برای روستاییان افغانی که هنوز دختران خود را به مکتب فرستاده نمی توانند، عینیت ندارد.
احمد رشید مدعی است که طالبان تغییر کرده اند.به گفته احمد رشید، به نظر نمی رسد طالبان در تلاش کنترول کل افغانستان باشند. او برای این گفته اش، دو دلیل می آورد: نگرش کنترول بر کل افغانستان، طالبان را در سطح بین المللی بیشتر منزوی می کند و از سوی دیگر، طالبان برای حکومت کردن با کمبود منابع و پرسونل مواجه اند. رشید می افزاید: «این که آنها از اشتراک در قدرت می خواهند، این که هدف آنها از اشتراک در قدرت چیست، ما نمی دانی»

«طالبان تغییر نکرده اند»

.............................

طالبان، تحت حمایت پاکستان یا بیزار از این کشور؟


به باور بروس ریدل، کلید اصلی واداشتن طالبان به مذاکره و رسیدن به یک راه حل سیاسی در افغانستان، توجه به منبع تمویلی اصلی این گروه، سازمان استخبارات نظامی پاکستان (آی اس آی) است. او گفت: «اگر (حمایت) “آی اس آی” نمی بود، طالبان زیاد قدرتمند نمی بودند».اما احمد رشید به این باور است که طالبان «واقعاً از پاکستان رنجیده و بیزار اند». به گفته او، این گمان طالبان که پاکستان اهداف خود را در افغانستان دارد، تعامل میان حکومت پاکستان و طالبان را مشکل ساخته است.
براساس گفته های احمد رشید، ایالات متحده امریکا در گفتگو با طالبان از «آی اس آی» پیش دستی می کند، در حالی که هر دو کشور، برای انجام گفتگو با طالبان باید مشترکاً تلاش کنند تا این گروه را به پای میز مذاکره بکشانند( درینجا بازهم مرغ احمد رشید یک لنگ دارد. تحمیل گروهک نیابتی پاکستان( طالبان) بر مردم افغانستان. نگارنده).5

برای اینکه  دریافت های اندیشمندان و پژوهشگران پیشقدم ؛ شناخته شده و از آزمون ها برآمده خود ما اکنون دیگر به ملاک قضاوت ها و دریافت های ما و مردم ما و جوانان مان تبدیل شده میرود ؛ اینجا شما را به تجربه و تحلیل و حلاجی وجیز یکی از این خبرگان کشور جلب میدارم ( قابل تذکار است که این نگارش در نیمه سال 1389 به عمل آمده و در انترنیت وسیعاً انتشار یافته است ):


              ISI شاخ و دم نداشته است!

 

هشت سال پیش از این وقتی کتاب « طالبان » احمد رشید ژورنالیست پاکستانی را خواندم , هیجان و احساس سپاسگذاری در من به فوران آمد .

نسبت به این که اینجا و آنجا می شنیدم جناب احمد رشید عضوی سازمان جهنمی جاسوسی ی پاکستانISI  است  و بر علاوه با سازمان های جاسوسی ی منفور و ملعون دیگر منطقه و جهان پیوند هایی دارد ؛ دچار تردید شدم  و به حق دریافتم  که کتاب « طالبان » نه تنها به نفع  ISI ؛ طالبان ، پاکستان و « مجاهدین » نیست بلکه به حد کافی آنان را افشا و محکوم میدارد .

لذا نسبت به قضاوت ها و افواهات  رایج احساس انزجار کردم و از اینکه از هموطنان خودم کسی تا آنوقت چنان کتابی ننوشته بود یا من ندیده بودم  , این انزجارم بیشتر هم شد و به  خود گفتم :

نه برای خود و کشور و تاریخ و فرهنگ خود کاری اینچنانی کرده میتوانیم و نه کار و کارنامهء دیگران و مخصوصاً پاکستانی هایی را که لابد احساس بشری دارند و شرف انسانی برایشان بالاترین ارزش هاست ؛ دیده و استقبال و قدر دانی کرده میتوانیم و برعکس همچو خدمات را با بد و بیراه بدرقه می کنیم !؟

خیلی با خود کلنجار رفتم و ضمناً شنیدم که احمد رشید به نسبت همین کتاب و سایر آثار و گزارشاتش که به مذاق حکام و جنرالان پاکستانی  برابر نیست ؛ جلای وطن میباشد و حتی در بیرون از پاکستان نیز در خفا زنده گی میکند .

به هر صورت نتوانستم  بی تفاوت بمانم و بگذرم . اولاً یک نامه عنوانی جناب نوشته و از  کتاب با ارزش و روشنگرانهء شان در مورد طالبان از طرف خود و وجدان عمومی مردم جهاد زده و طالب زدهء افغانستان سپاسگذاری نمودم و ثانیا ً مقاله ای در بارهء کتاب نوشته و احساسات و دریافت های خویش در مورد را بروز  دادم .

کسی از دوستان برابر شد که پاکستان میرفت و اصلاً در پاکستان سکونت داشت و موضوع نامه را با او طرح کردم ؛ گفت :

می برم و احتمالاً به یکی از اقارب شان خواهم داد و خواهش خواهم کرد تا به مخفیگاه برای جناب برسانند . خوب میشود ؛ هرکس نیاز دارد ببیند در آئینه دیگران چگونه جلوه کرده و کار و زحمتش کجا را گرفته است .

خلاصه این دوستم به هر دلیلی بود ؛ از نامه و اقدامم استقبال و قدر دانی نمود و حتی گفت : ولو این نامه به جایی هم نرسد باز یگ گپی است و نشان میدهد که ما صرفاً مانند گلهء گرگ زده ؛ فریاد و ضجه بلد نیستم ؛ استعداد درک خوبی و انسانیت را داریم و مثلاً اگر پاکستانی با ما رفتار انسانی پیشه کند ؛ مانند انسان آغوش و وجدان ما به رویش باز است و میتوانیم دوست و قدر دان هم باشیم .

فردا و یا پس فردایش نامه و مقالهء مربوط را به دوسه نشریهء نسبتاً پر تیراژ کابل بردم و یا به دست آشنایانی فرستادم . چند روز خبری از نشر آنها نشد ؛ لذا مستقیم و غیر مستقیم استفسار کردم .

پاسخ ها تکاندهنده بود . خلاصه به همان شایعات و باور های رایج استناد میشد ؛ البته با تأکیدات اشد ؛ و به ویژه یکی از سردبیران که عمری را درپاکستان گذرانیده بود ؛ توسط تلیفون برایم گفت :

حیف وقت و انرژی ات که به این کار ضایع کردی ؛ حیف احساس شریف و لطیفت ؛ که دیگران ساده گی و کم عقلی اش میدانند ..... اندکی حوصله کن ؛ میدانی که من چه میگویم .

به من علیه خودم ـ فحش خواهر و مادر نوشته بیاور ؛ چاپش میکنم و اما این مطالب را چاپ نمی کنم . خفه نشوی و اگر از من می شنوی سعی نکن آنرا در جای دیگر چاپ کنی .

در جوابش گفتم : اختیار شما ؛ ولی چرا آزادی بیان را تحدید میکنید ؛ همین کتاب واقعاً ارزش دارد .

گفت : این افغانستان است ؛ آزادی ی بیان امریکایی و اروپایی در مواردی اورا تباه میکند ؛ یکی اش همین مورد است . ما وسیلهء مفت قوی ترین تبلیغ برای ISI میشویم . ثمری را که از همین نامه و مقاله ISI  می برد غالباً با صرف چند میلیون دالر هم نمی تواند از راه دیگر حصول کند .

خلاصه رویهمرفته گیچ شدم و اما قانع نشدم تا اینکه مقالات و مصاحبه ها و فرمایشات و پیشنهادات جناب احمد رشید طئ ماه های اخیر بر آمده رفت که :

احمد رشید شخصیت چنینی و چنانی که عین ؛ کتاب هایش در مهمترین یونیورستی های دنیا درس داده میشود ؛ میفرماید که راهی جز صلح با طالبان نیست و حتی به انداز حمید گل سرجاسوس ISIمیفرماید که همین الآن  امریکا و غرب باید با طالبان مذاکره را آغاز کند ...

اینجا بود که دانستم یا پلان چنان بود که احمد رشید برای ابراز سخنان ستراتیژیک باید قبلاً با کتاب ها و دست پخت های قابل ملاحظه اش سرشناس گردد و یا اینکه پس از سرشناس شدن به نرخ مناسب خریده شد و در هر حال  با کمال تأسف بالاخره بلند گو و سخنگوی ISI  بر آمد و اینک بلند گو و سخنگوی محترم و معتبر  ISIتشریف دارد .

اما برای من هشت سال ضرورت بود تا بدانم کهISI  و اجینت هایش شاخ و دم ندارد .

اینکه برای تودهء هموطنانم چه قدر زمان ضرورت است ؛ واقعاً نمیدانم ! ؛ ولی مخصوصاً پس از این تمنا دارم که مسئولان رسانه های گروهی ما بیش از پیش از شعور آن دوست روزنامه نگار من در هشت سال قبل برخوردار گردند و دور اندیشانه و محتاطانه ایفای رسالت نمایند .

درین اواخر متأسفانه برخی از رسانه های ما در خط بی بی سی ( به ویژه سرویس پشتوی آن ) و سایر رسانه های مفتن غربی و عربی و پاکستانی حرکت میفرمایند و گویا از زمین گیر شدن همه نیرو های جهانی در برابر ISI و عقبه ها داد سخن داده حتی دست افشانی و پایکوبی مینمایند ؛ بدون اینکه کدام اندیشه روشن و وریانت و الترناتیف ملی و مردمی و بخردانه جز تجزیهء کشور و انارشی ی بی پایان و برگشت  به ده  سال و 15 سال و بیست سال پیش را افاده دهند . بالاخره « امنیت روانی ملی » هم گپی است ؛ همانکه دقیقاً دشمن رو به زوال با تمامی توان خود نشانه گرفته است !

در حالیکه در عالم واقع ؛ در معادلات ریاضیاتی وضع جهانی ؛ این حقیقتاً بنیاد های پاکستان و فراتر از آن ارتجاع پطرو دالر است که از بیخ و بنیاد به لرزه آمده است و جهان واقعاً به طرف نهایی شدن یک « پایان » دیگر ـ پایان پروژه های جهادی ـ در حرکت است !!!

 

                                      محمد عالم افتخار

 

نویسندهء کتاب های « گوهر اصیل آدمی » :

http://naweederooz.com/in/ ( 3 جلد )

http://www.ariaye.com/ketab/ketab.html

 ، « جنگ صلیبی یا : جهاد فی سبیل الله » :

http://www.ariaye.com/ketab/jehad/jehad.html

http://naweederooz.com/in/jang_crest.pdf

 و « معنای قرآن » :6

 

این بود نگرش بر ماهیت و کیفیت وظایف اساسی  آقای احمد رشید که توسط امپراتوری  رسانه ای و جاسوسخانه های غربی و پاکستانی و ایادی و دست نشاندگان شان در کشور بلاکش ما ژورنالیست مشهور و استراتیژیست معروف ساخته شده تا عندالموقع کارنامه های نوکرمنشانه خودش را داشته باشد . سیاه نامه به اصطلاح جدید او به نام پر طمطراق و عوامفریبانه «پاکستان در لب پرتگاه » یا چنین چیز هایی یکی دیگر از آنها ست و محتوای آن به جز همان مفاد نامه سرگشاده ؛ چیزی نیست که امیدوارم  هر خوانندهء عزیز  با ارایهء  مدارک و اسناد فوق با ایشان شناخت کامل حاصل نموده باشند.

درینجا اظهارات یکی از  همرهان و همسویان شان را که  بنام آقای زید حامد پاکستانی  و کارشناس مسایل سیاسی و نظامی معرفی شده است، درین ویدیوی مستند به توجهء شما میرسانم ؛ اظهارات زید حامد به هر دلیلی ؛ بهتر و صریحتر از نوشته ها و مانور های احمد رشید میرساند که اینها و باداران و غلامان و غلامان غلامان شان در افغانستان و پاکستان برای چه اهداف و نیات و مقاصدی جهاد و عبادت و عبودیت و جهل و جنون و جنایت میکنند:

ویدیو:

در ینجا هم به برگردان اظهارات مندرج در ویدیوی آقای زید حامد " کارآگاه مسایل سیاسی- نظامی پاکستان " پرداخته نیات شوم این شیاطین را برای آنان که زبان انگریزی را کاملاً بلد نیستند برهنه تر بر ملا میسازیم:

ترجمهء ویدیوکلیپ زید حامد از یوتیوب:

یک چیز را باید بدانید که از سال 1975 حتی قبل از مداخله شوروی ، آی اس آی پاکستان در افغانستان بسیار فعال بود. واقعیت اینست که افغانستان بطور تاریخی بخش تکمیل کننده پاکستان است.

نه تنها لیتییم بلکه وادی پنجشیر پر از زمرد است .شبرغان پر از گا ز، ذخایر گاز فوق العاده زیاد است. روسها در طول سی سال از گازافغانستان استفاده کردند . در افغانستان کوبالت و بدخشان پر ازلاجورداست .نه تنها لیتییم بلکه مطلب این است که افغانستان یک گنج و معدن طلا و تریلیون ها دالر میباشد. موقعیت جغرافیائی آن مهم است . تلاش جهت دستیابی به افغانستان همیشه وجود داشت .اتحاد شوروی چرا به افغانستان آمد؟ نی تنها موقعیت جغرافیائی و منابع طبیعی افغانستان، بل مسئله آبهای گرم نیز مطرح بود.

امریکائی ها بخاطر منابع طبیعی و دیگر اهداف ستراتیژیک خود به افغانستان آمده اند. مطلب این است که پاکستان باید سرنوشت را بدست خود گیرد . ما اتحاد شوروی را از بین بردیم. ما امکانات آنرا داریم تا امریکا را شکست داده و در افغانستان دفن نمائیم . امریکا این را میداند زیرا راه اکمالاتی شان ازطریق پاکستان میرود . خوش دارید یا نه؛ پاکستان منافع قوی خود را در افغانستان دارد این منافع هیچوقت توسط   امنیتی پاکستان نا دیده گرفته نه شده است. از اینرو این یک سخن خنده آور است که آی اس آی به افغانستان مداخله مینماید.

پاکستان در افغانستان منافع ستراتیژیک دارد و نسبت موجودیت قبایل پشتون دو طرف سرحد همیشه تماس موجود بوده وطالبان پشتون اند.

آی اس آی با تاجیکها, اوزبیکها و هزاره ها تماس قوی ندارد. واقعیت آنست که جوامعی (در افغانستان) به پاکستان گوش داده اند تا همه شامل ملیت های پاکستان گردند.

کنترول ثروت جهانی مواد سوخت که بطور استراتیژیک در آن منطقه موجود است، کنترول راه های تجارتی در خشکه و بحر، تخریب اسلام سیاسی، محدود کردن نفوذ روسیه و چین، این همه اهداف  ستراتیژیک، با آمدن به افغانستان – قلب آسیای مرکزی مسلمانان میتواند بر آورده شود. با حضور در افغانستان میتوانید با ایران ، پاکستان ، چین ، منطقه مسلمان نشین سینکیانگ و آسیای میانه نزدیک بوده دهلیزعبور مواد سوخت و اسلام سیاسی را کنترول نمائید .

من در سالهای هشتاد در افغانستان بودم و منحیث داوطلب به مقابل اردوی شوروی جنگیدم.

درینجا خبر نگار مقابل سوال میکند که میتوانید آن افسانه یا حقیقت را واضح سازید که آیا طالبان خوب و طالبان بد وجود دارند؟

در جواب میگوید که:

بلی کاملا درست است تحریک طالبان پاکستان که توسط سی آی ای ایجاد و از طریق افغانستان اکما ل و تجهیز وعملیات مینمایند از نظر پاکستان طالبان بد میباشند و اردوی پاکستان مقابل شان جنگ میکند که شامل گروپ بیت الله وحکیم الله محسود وملا فضل الله در سوات و وزیرستان اند.

از نظر پاکستان طالبان خوب نیروی مقا ومت افغان اند که مقابل ناتو و امریکا میجنگند نه مقابل پاکستان. پاکستان آنها را کمک نمیکند اما مقابل شان جنگ نیز نمیکند ولی امریکا میخواهد که پاکستان مقابل شان جنگ کند. اما پاکستان مقاومت میکند زیرا پاکستان باید منافع آینده خود را در نظر داشته باشد.

اتحاد شمال بسیار نزدیک به ایران اند  طالبان میتوانند بسیار نزدیک به پاکستان باشند. تهدید عمومی برای ایران و پاکستان امریکا است .حضور هند  در افغانستان چندان ناراحت کننده برای ایران نه بلکه بسیار ناراحت کننده برای پاکستان است .

هردو مملکت ایران و پاکستان باید بهم نزدیک شوند و رول ستراتیژیک خود را در افغانستان بازی کنند. باید همینطور شود.

امریکائی ها اگر میخواهند با حفظ آبرو وعودت سالم عساکر شان افغانستان را ترک کنند، باید با طالبان ، پاکستان و ایران مذاکره نمایند در غیر آن از سرنوشت انگلیس ها باید درس گیرند که تنها یک نفر داکتر شان جان به سلامت برد تا خبر تباهی اردوی انگلیس را ببرد.7

اینهم ویدیوی اعلام عمق استراتیژی پاکستان بوسیله مشاور امنیتی و مبصر سیاسی پاکستان

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=TbLo9PyVhxg

 

'پاکستان در پرتگاه' کتاب تازه احمد رشید

 

آقای رشید گفته است: "من فکر میکنم که عدم کنترل دولت بر اوضاع و عدم اراده دولت به این معنی است که در بخشهای مختلف کشور آنارشیسم در حال افزایش است."

احمد رشید روزنامه‌نگار مشهور پاکستانی در کتاب تازه خود نوشته که این کشور در حال رفتن به سوی بی‌نظمی و آنارشیسم است.

آقای رشید در این کتاب پیشنهادهایی در زمینه بهبود روابط پاکستان با آمریکا ارائه کرده و به اهمیت گفتگوهای صلح با طالبان در ارتباط با خروج نیروهای خارجی از افغانستان اشاره کرده است.

این کتاب با عنوان "پاکستان در پرتگاه: آینده آمریکا، پاکستان و افغانستان" هفته گذشته در آمریکا منتشر شد...

آقای رشید گفته است: "من فکر میکنم که عدم کنترل دولت بر اوضاع و عدم اراده دولت به این معنی است که در بخشهای مختلف کشور آنارشیسم در حال افزایش است."..

این روزنامه ‌نگار پاکستانی گفته است که در آستانه خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان، گفتگوهای صلح با طالبان بصورت جدی دنبال شود و به گفته او، پاکستان که به رهبران طالبان پناه داده، باید در این گفتگوها مشارکت داشته باشد.

با توجه به تحولات اخیر در افغانستان و مذاکرات طالبان و آمریکا در در حال ظاهرا قطع است، کتاب آقای رشید در برخی از محافل سیاسی و مطبوعاتی با استقبال روبرو شده است.

به اعتقاد احمد رشید، هسته اصلی مشکلات در پاکستان این است که نظامیان و سیاستمداران کشور در کل در سیاستهای کشور بویژه سیاستهای خارجی پس از جنگ سرد و بعد از تحولات سال ۲۰۰۱ میلادی، تغییر عمده ای نداده‌اند...

او بر این نظر است که پاکستان خواهان اشتراک قدرت بین گروهای مختلف افغانستان در دولت این کشور هستند.8


احمد رشید ژورنالیست و نویسندهء پاکستانی در مقالهء که در روزنامهء فینانشل تایمز منتشر شده، می نویسد:

از ماه مارچ سال جاری تا اکنون هفت مقام ارشد افغان به شمول سه تن در ولایت کندهار کشته شدند. احمد ولی کرزی برادر حامد کرزی رییس جمهور افغانستان و ښاروال کندهار غلام حیدر حمیدی که یکی از صادق ترین مقامات افغان محسوب می شد، در ماه جولای کشته شدند.

احمد رشید می نویسد:

تعداد زیاد از مقامات افغان با اعزام فامیل هایشان به خارج از کشور و یا هم با ممانعت از خارج شدن آن ها از خانه های شدیداً حفاظت شده شان، به این ناآرامی ها پاسخ داده اند.

حاکمیت دولت در خارج از کابل ضعیف بوده، مقامات در داخل دفاتر شان سنگر بندی کرده اند. رییس جمهور حامد کرزی با بحران در ولسی جرگه مقابل بوده، اپوزسیون به استیضاح کابینهء که با وصف شش ماه تاخیرهنوز هم تکمیل نشده است، تهدید می کنند...

ژورنالیست پاکستانی ادامه می دهد، در شرایطی که پرسش های بین حکومات افغانستان و امریکا در زمینهء شیوهء حضور نظامی امریکا بعد از سال 2014 مطرح می باشد، افغان ها در زمینهء اینکه قوت های افغان از آن ها حفاظت خواهد توانست، تردید دارند.

احمد رشید ژورنالیست پاکستانی می نویسد:

با در نظرداشت وضعیت موجود، تسریع مذاکرات ناتو و امریکا با رهبران طالبان لازمی تر می شود. مذاکرات سریع، مستلزم اتخاذ تدابیر در زمینهء تامین اعتماد می باشد. وعدهء خوداری از عملیات شبانه توسط امریکا در مقابل متوقف ساختن قتل مقامات افغان توسط طالبان، می تواند شامل این تدابیر باشد. اقدامات بعدی سطح خشونت ها را به تدریج پایین آورده، پروسهء انتقال را ساده تر خواهد ساخت.

طالبان می گویند، در صورتیکه آن ها هدف حملهء امریکایی ها قرار نگیرند، از خروج امریکایی ها از مناطق مشخص شده، مانع نخواهند شد.

احمد رشیدمی نویسد:

دستیاران کلیدی رییس جمهور کرزی می گویند، این انگشت امریکایی هاست که بالای ماشه قرار دارد. مقامات افغان چیزی بیشتر از درخواست توقف عملیات های شبانه را کرده، نمی توانند.( قصهء عملیات های شبانه نیز هم مانند ِ قصهء موش و پشک است. زمانیکه همه میدانند که مراکز جنگجویان در پاکستان و تحت نظر نطامیان آنکشور قرار دارد ، چه نیازی به عملیات شبانه و یا روزانه در داخل خاک افغانستان وجود دارد؟. نگارنده).

ژورنالیست پاکستانی احمد رشید مقاله اش را چنین خاتمه می دهد:
بار تامین ثبات بر شانهء امریکا قرار دارد و اگر مسیرِ موجود را ادامه دهد، به زودی پروسهء انتقال مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان، می تواند به یک افتضاح مبدل شود...

احمد رشید نویسنده و ژورنالیست پاکستانی در وبلاگ روزنامهء نیویارک تایمز می نویسد:

ملا محمد عمر امکان مذاکرات با امریکایی ها و تقسیم قدرت را با حکومت فعلی افغانستان رد نکرده، با تاکید می گوید که طالبان به انحصار قدرت علاقمند نمی باشند. وی برای نخستین بار اقرار می کند که طالبان با امریکایی ها مذاکرات را انجام داده اند، ولی تاکید می کند که این مذاکرات نه یک دیالوگ سیاسی، بلکه در زمینهء رهایی زندانیان طالب بوده است.

ملا محمد عمر می گوید، امارت اسلامی افغانستان خواهان استقرار یک رژیم مستقل اسلامی حافظ منافع مادی و معنوی کشور و مردم بوده که بتواند به مثابهء یک میکانیزم سودمند تحمل مذهبی در منطقه  عمل کند.

احمد رشید چنین ادامه می دهد:

یک منبع آگاه و موثق تاکید می کند که با وصف افشاگری ها در مطبوعات، تهدید اشتراک کننده گان در گفتگو ها و پرابلم های دیگر، مذاکرات هنوز هم ادامه دارد.

 مذاکرات به خاطر رهایی زندانیان بخشی از تلاش ها برای به وجود آوردن فضای اعتماد و مساعد ساختن زمینه های لازم برای مذاکرات سیاسی وسیع تر می باشد.

با پذیرفتن مسالهء مذاکرات با امریکایی ها، ملا محمد عمر به جنگجویانش پیام واضح می فرستد که در آینده مذاکرات سیاسی ممکن بوده، به امریکایی ها این زیگنال را می دهد که آمادهء توسعهء مذاکرات جاری می باشد.   

احمد رشید می نویسد:

ملا محمد عمر به طور قاطع می پذیرد که در آینده سیاسی افغانستان باید همهء اقوام سهیم باشند و تلاش می کند موقف برخی اعضای غیر پشتون اتحاد سابق شمال را را تضعیف کند که با طالبان هرگز مذاکره نخواهند کرد...

 

احمد رشید نویسنده و ژورنالیست پاکستانی در وبلاگ روزنامهء نیویارک تایمز می نویسد:

ملا محمد عمر امیدوار است که با همسایه گانش و جهانیان در صلح به سر برده، می گوید، کاری نخواهد کرد که تنش ها بیشتر شوند.

وی با یک پیامی که بیشتر متوجه پاکستان و امریکاست می نویسد، طالبان یک رژیم دست نشانده را نپذیرفته، خواهان استقلال کامل افغانستان می باشند.( در اصل این پیام همانا عمق استراتیژی آی اس آی است که در زمان ضیاء الحق طرح ریزی شده بود و توجِه ِ دگری ندارد. نگارنده)

ملا محمد عمر از مقامات حکومتی می خواهد تا به مشارکت شان  با مهاجمین پایان دهند و از جنگجویان خودش می خواهد که از لایحهء طالبان در مورد افراد ملکی، زنان و اطفال پیروی کنند.

ملل متحد و سازمان صلیب سرخ بین المللی به خاطر تلفات افراد ملکی در افغانستان، همواره از طالبان انتقاد کرده اند.

احمد رشید می نویسد:

در شرایطی که خشونت ها در افغانستان افزایش یافته است، به نظر می رسد که این پیام ملا محمد عمر می تواند یک نشانهء ممد برای انجام مذاکرات و تبادل نظر در مورد یک امکان توافق برای ختم جنگ، محسوب شود.9


* دولت پاکستان با اتخاذ سیاست‌های نادرست در آستانه سقوط قرار دارد

احمد رشید مؤلف و روزنامه نگار معروف پاکستانی در پنجمین کتاب خود تحت عنوان "پاکستان در آستانه شورش و بی نظمی قرار دارد"، نوشته است: این حالت ناشی از سلسله حوادثی مانند کشته شدن اسامه بن لادن و حمایت پاکستان از گروه‌های مخالف دولت افغانستان است...

بر اساس نوشته احمد رشید، ریشه این مشکل را می‌توان در اتکای این کشور به امریکا، سیاست پیچیده، عدم کنترل دولت پاکستان بر ارتش و سازمان اطلاعات، ناتوانی در جهت تأمین امنیت مناطق که توسط طالبان پاکستانی و سایر گروه‌های شورشی کنترل می‌شود، جستجو کرد.( چرا آقای رشید  پیشنهاد نمیکند که حریف اصلی جامعه ی جهانی درین جنگ و هیاهوی مبارزه بر ضد تروریزم آی اس آی است و بس. این جدال امریکا و بصورت کل جامعه ی جهانی صرف میتواند  به بسیار سهولت از طریق مجادله و مبارزه با آی اس آی امکان پذیر باشد و بس. سازمان جاسوسی ایکه از الطاف دایمی کشور های غربی برخوردار است. نگارنده).
در کتاب "پاکستان در آستانه شورش و بی نظمی قرار دارد" آمده است: پاکستان باید تصریح کند که چه وقت و در کدام شرایط می‌خواهد پناهگاه‌های طالبان را از بین ببرد و از جانب دیگر ضروری است تا امریکا به پاکستان اعتماد کند و طرح خروج و برنامه آینده را با پاکستان مورد بحث قرار دهد...



به باور رشید، گفت‌وگوهای صلح با طالبان باید اساس استراتژی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باشد و پاکستان که از مدت‌ها پیش به رهبران طالبان پناه داده و از آنها حمایت نموده باید در این گفت‌وگوها شرکت کند.

بر اساس نوشته این روزنامه نگار پاکستانی، موضوع اساسی این است که برای صلح در افغانستان، باید راه حل سیاسی با طالبان جستجو شود زیرا هیچ کس نمی‌خواهد افغانستان به جنگ‌های داخلی کشانده شود.10.

 

هم آوایی و همپایی علمای دین افغانستان!؟ با ارشادات آقای احمد رشید پاکستانی:

علمای دین: مصالحه ملی میتواند مشکلات فعلی افغانستان را حل کند

 

برخی از علمای  دین در افغانستان می گویند، که برای حل مشکلات موجود در کشور به یک مصالحه ملی نیاز است.

این علما به روز دوشنبه در یک نشست خبری در کابل روی مصالحهء ملی در کشور تاکید کردند.

با آنکه تلاش های حکومت افغانستان به هدف اجرای گفتگو های مستقیم صلح با مخالفان مسلح اش به نتیجهء مطلوبی نرسیده اند، شماری از علمای دین حکومت و مخالفان مسلح را به انعطاف پذیری دعوت می کنند...



آنها گفتند، جناح های درگیر در کشور نباید شروطی را مطرح و ستراتیژیی را دنبال کنند که به عوض جلوگیری از گسترش دامنهء جنگ، سبب افزایش نا امنی ها شود.

داکتر عبدالباقی یکی از این علما در مورد چنین گفت:

« مطرح کردن یک مصالحه حقیقی ضرورت است، افغانها ضرروت دارند تا در یک حکومت واحد شریک شوند...
ما می خواهیم این جنگ به زود ترین فرصت پایان بیابد، اما حکومت می خواهد با استفاده از نفوذی که دارد شرایط اش را بالای مخالفان بقبولاند و از سوی دیگر مخالفین می گویند که همه با ما هم نظر شوند که این هر دو طریقه نادرست و راه ختم جنگ نیستند.
باید هیچکس خواهان حکومت داری به گونه ی انفرادی نباشد، ما باید مانند اعضای یک خانواده با هم رفتار نماییم. »

حکومت افغانستان از چند سال بدین سو تلاش می کند تا از راه های مختلف به شمول همکاری کشور های منطقه، مخالفان مسلح را به اجرای مذاکرات مستقیم صلح تشویق کند، اما دیده می شود که گاهی این تلاش ها امیدوار کننده و گاهی هم سبب ناامیدی مردم شده اند...

 

این مخالفان همچنان حکومت افغانستان را یک حکومت دست نشانده  و فاقد مشروعیت می دانند.

اما در این حال تعدادی از علمای دین مخالف این چنین موضع گیری ها اند.

به گفتهء آنها تامین وحدت ملی یکی از اقداماتی است که می تواند باعث از بین رفتن فقر و نا امنی شود و صلح در کشور تامین گردد...( چه استشاره ِ روانشناسانه و کاری اِیست. سهم دادن تروریست ها، گروهک های منفور و سیاه پوش و سیاه دماغ و سیاهکار جنگی که لشکر برون مرزی پاکستان است باید در قدرت دولتی و سرنوشت ملی ما شریک شوند تا صلح! تامین گردد ؛ یعنی برای به اصطلاح صلح! افغانستان رسما و علناً و همه جانبه به آی ایس آی و همان نیرو های امنیتی پاکستان تسلیم گردد که آقای زید حامد تمامی سیر و پیاز مقاصد و امیال شیطانی ضد افغانی و حتی ضد بشری آنرا بالاتر شرح و بسط داده و احمد رشید مزدور و سایر همکاسه هایش برایش پای لچ دور دنیا میدوند!! نگارنده )

در ادامهء این تلاش ها، قرار است یک دفتر برای طالبان در قطر گشایش یابد.

در حالی که قرار است در آیندهء نزدیک یک هیات حکومت قطر به منظور گفتگو در این مورد با مقام های افغان وارد کابل شود، طالبان حدود 4 هفته پیش از توقف گفتگو های شان با مقام های امریکایی در قطر خبر دادند.

آنها گفته اند، تا زمانی که تقاضا هایی آنها که یکی آن رهایی زندانیان طالب از زندان گوانتانامو است، از سوی امریکا پذیرفته نشود، وارد گفتگو با امریکا نخواهند شد.11

نتیجه گیری:

امروز نقش آقای احمد رشید به حیث سخنگوی طالبان در عرصه ی جهانی بر جسته شده است و صد ها نوکر و مزدور افغانی نیز او را یاری میرساند.

هموطنان عزیز از خواب خفت  بیدار شوید! دشمنان مردم و وطن را بشناسید! نگذارید که غلام غلامِ ِ غلام ها شویم!

بندگی گر شرط باشد زندگی در کار نیست....!

 

 -----------------------------

رویکرد ها :

(1)- کتاب طالبان ، اسلام نفت و بازی بزرگ جدید.

(2)- http://www.goodreads.com/author/show/12319.Ahmed_Rashid

 

(3)- http://www.amazon.com/Ahmed-Rashid/e/B001IOH5U0

 

(4)- آرشیف مقالات نگارنده در سایت  های وطندار و رسانه ی نور http://www.vatandar.at/SulaimanKabirNoori7.html

 http://www.nuroddin.de/artikel%20von%20soleman%20nori/pakistans%20ziele%20in%20afgh/pakistans%20ziele%20in%20afgh.pdf

 

(5)- http://www.payam-aftab.com/fa/news/17832/%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F!!!

 

(6)-   http://www.ariaye.com/ketab/eftekhar/eftekhar4.pdf  

 

(7)- http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=TbLo9PyVhxg#

 

(8)- http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2012/03/120323_k02-ahmad-rashid-book-review.shtml

(9)- http://da.azadiradio.org/content/article/24312443.html

(10)- http://shafaf.ir/fa/news/104754/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%84%D8%B2

(11)- http://da.azadiradio.org/content/article/24542269.html

(12)- یادداشت های شخصی نگارنده