سلیمان کبیر نوری

 

کابل را بازهم در آتش سوختاندند

(تبصره بر خبر)

طبق گزارشات مطبوعاتی، طالبان یعنی مفرزه های افغانی شکل سازمان جهنمی آی ایس آی پاکستان و ارتش انگریزی آن؛ در یک حمله ی زنجیره ای و سازمانیافته شهر کابل و چندین ولایت را همزمان مورد حملات تروریستی وحشیانه قرار داده ومردم مان را بازهم به خاک و خون ودهشت فرو برده بخشهایی از ثروت ملی را خاکستر کردند.

به راستی آیا طالبانی که ما می شناسیم میتوانند چنین حملات رهزنانه، وحشیانه و خونبار را مدیرت و رهبری نمایند؟ نی ؛ به هیچصورت.

 

آیا این آتشسوزی ها ادامه ی تحقق همان برنامه هایی نیست که جنرال های پاکستانی از سه دهه ی بدینسو آن را با عطش ددمنشانه و یک آرزومندی کینه توزانه طرحریزی و سازماندهی میکنند؟

بلی ؛ این حقیقت عیانتر از آفتاب نیاز به اسناد و شهود از سوی ما ندارد؛ ایشان خود در کتابهای مجاهد خاموش ، تلک خرس و ده ها مدارک و اسناد دیگر با صراحت به آن بیشرمانه اعتراف و بلکه افتخارهم کرده اند.

آیا ملل متحد و رهبران جامعه ی جهانی ازین اهداف و امیال این جنرال های پاکستانی بیخبر اند؟

خیر؛ قطعن به هیچصورت. احتمالن زعمای غربی در آستانه ی تدویر همایش اول بن تعهداتی در برابر این جنرال ها به عهده گرفته اند که تا کنون متعهد به نظر میرسند.

 

آیا تاکنون موقعیت مراکز این دهشت افگنان وحشی و برده صفت ثابت نشده است؟ بلی، همه چیز اثبات شده است ؛ مراکز ایشان در پاکستان موقعیت دارد.

 

آیا حامیان منطقوی و بین المللی این دهشت افگنان شناسایی نشده اند؟

چرا نه؛ صد ها اسناد و مدارک معتبر وجود دارد که مثل آفتاب روشن شده است.

 

آیا این نیروهای خارجی نبوده اند که زیر نام احکام قطع نامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد، بخاطر محو همین تروریست ها و مجازات حامیانشان به افغانستان لشکر کشی کرده و هجوم آورده اند؟

بلی روشن است.

 

آیا این حملات بوسیلهء گروهگ های نیابتی سازمان جاسوسی پاکستان صورت نمیپذیرد؟

ایشان خود اعتراف کرده اند و اعتراف میکنند.

 

آیا مسوولیت چنین حملات مرگبار را سخنگویان طالبان به عهده نگرفته اند؟

کاملن واضح و آشکار است.

 

آیا این گروهک های تروریستی ایکه آمریکا، غرب و تیم رئیس جمهور کرزی آنان را مخالفین، شورشگران، دشمنان مردم افغانستان، برادران آقای کرزی میخوانند در اصل همان کسانی نیستند که خارجی ها و دولت اسلامی افغانستان آن ها را طالبان مینامند؟ بلی این همان طالبان اند(تروریستان، افراطیان و بنیادگراهای خطرناک در جهان با حامیان بیرحم و معامله گر).

 

آیا مجموعه ی رهبران جامعهء جهانی در برابر کشتار مردم مظلوم افغانستان به حیث جزئی از جامعه ی بشری مسوولیتی ندارند؟

مگر در اینهمه جریانات که بی مسولیتی ایشان را ما به چشم سرمشاهده میکنیم.

 

آیا نمایندگان مردم در پارلمان درین راستا صلاحیتی دارند؟

اکثریت ایشان نمایندگان اجانب اند و مصروف زراندوزی و قلدوری.

 

آیا شورای امنیت سازمان ملل متحد در راستای این فجایع سازمانیافته و خونبار مسئولیتی دارد؟

ولی چیزی که عملن میبینیم. سکوت است و چمپوشی.

 

آیا مسئله ی بحران ایجاد شدهء بنام بحران سوریه مبرم و اساسی است یا بحران حقیقی و عمیق و جهانشمول در افغانستان؟

موجودیت 15000 هزار قوای نظامی حدوداً 50 کشور در افغانستان بنام نیروهای جامعه ی بین المللی به این پرسش پاسخ صریح میدهد.

 

پس چرا تمام کار و بار شورای امنیت سازمان ملل متحد و کارمندان آن فقط امروز سوریه است و ایران؟

همه مصروف تدوین و طرح قطعنامه پشت قطعنامه در مورد سوریه و ایران اند ؛ هئ طرح و پیشنهاد میگردد و به تصویب میرسد؟

آنجا ها و اینجا، در هرسه کشور منافع امپراتوری غرب مطمع نظر است. در سوریه یا ایران با کار و بار طرح قطعنامه ها و در افغانستان، با سکوت و روزمره گی و معاملات و فریب اذهان عامه . این ها؛ گویا بازتابدهنده ی بهتر منافع ایشان است و ارجحیت دارد؟!

 

پس چرا دولتمداران افغانستان این جانیان را طالبان با موصفات آفتابی و مسلم مسجل شان خطاب نمیکند؟

برای اینکه طالبان باید در سیستم سیاسی- نظامی سهیم شوند. بر سرنوشت اکثریت مردم خاموش مان مسلط شوند. شریعت وهابیت و سلفیهء سعودی را جاری سازند، آواز های دادخواهانهء مردم را در گلو ها زیر نام همین شریعت، خفه سازند. تا غارت و تاراج باقی هست و بود این وطن نیز به سهولت عملی گردد.

پس این دولت مردان قریب همه پاپت، نوکر و چاکر و مزدور اند و برای تامین منافع و مصالح علیای اجانب آورده و گماشته و توظیف شده اند.

 

پس آیا برای مردم افغانستان امیدی وجود ندارد؟

مسلم است که نقشه و پلان و طرح و توطئه هر دشمنی همیشه و همیشه معطوف بر این که نیرو و ثروت امید را از طرف هدف خود بگیرد و زایل سازد.

لذا نومید بودن کام دشمن را برآورده کردن است .

در واقعیت چیز مهمی برای نومیدی وجود ندارد ؛ دهشت افگنان مشتی ناچیز و از لحاظ اخلاق، شرف، ایمان و معنویت و روحیات ضعیف ترین اند ؛ زور مردم نیروی هیبتناکی است و طوریکه بار ها و بار ها تاریخ نشان داده میتواند چون سیل خطرناک ویرانگربه حرکت افتاد و دشمنانی به مراتب زورگوی تر و ددمنش تر از طالبان ونظامیگران پاکستانی بادار شان را نیست و نابود کند.

اگر همه به حال بیایند و منسجم شوند، در جبهه ی نجات افغانستان و اعلام دارند که ما تروریستان را نمیخواهیم، لانه های تروریستان باید در پاکستان محو و نابود شوند و بس!. همه همپا، همآوا و همراه بخاطر نجات وطن دست به دست هم دهند؛ هیچ نیرویی نمیتواند تا در برابر شان ایستادگی و مقاومت کند.

بلی سوال خواهد بود که با کدام عملکرد ها، کنش ها و میکانیزم ها میتوان برای دستیابی به این اهداف وطنی قوت شد و سیل شد و توفان شد؟

لطف نموده این دو لینک را باز کنید و در آنها راه ها و وسایل برون رفت ازین بحران لا درلا و پیچیده افغانستان را به مطالعه گیرید:

 

http://www.vatandar.at/SulaimanKabirNoori11.html

ویا

http://www.nuroddin.de/artikel%20von%20soleman%20nori/sprueche%20%20afghanen%20in%20neujahr/sprueche%20%20afghanen%20in%20neujahr.pdf

امید است ؛ این طرح ها و تحلیل ها ؛ اگر تا دیروز ؛ دشوار فهم یا کمتر توجه بر انگیز بوده ؛ اینک فهما و شایان توجه و تأمل سزاوار شده باشد و از حاشیه به متن گفتمان ملی و سراسری برای نجات ملی گذار یابد.