پروفیسور گران توریال

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

روند کیفیتاً جدید جهانی ،اثرات آن بروضعیت

افـغـانستان و نقش حـزب وطن درین وضعیت

 

 

ما از یک طرف در آستانه دگرگونی های عمیق جهانی قرار داریم و از جانب دیگر بخش اعظم جهان دستخوش تحولات مذکور یا مستقیماً در افغانستان حضور دارند و یا به نوعی در مسایل افغانستان دخیل اند . بنابرین این تحولات جهانی به هیچ وجه نمیتواند بر وضعیت افغانستان بی تاثیر باشد . وضعیتی که میتواند به استقامت مثبت و یا منفی سیر نماید ، برخورد و نقش حزب وطن در وضعیت کنونی و مسوولیت هایی را که می باید این حزب آبدیده و از کوره برآمده بدوش بکشد ، چیست ؟ درین نوشته تلاش بعمل آمده تا دیدگاه های این قلم پیرامون مسایل فوق ، به تصویر کشیده شود .

بعد از فروپاشی اتحاد شوروی با وجود آنکه تعداد محدود از گروه ها و احزاب چپ تلاش های بیهوده، غیر منطقی ، غیرعملی حتی رویزیو نیستی به دلایلی چون خواست شرایط نو و تجدید نظر طلبی در منطق ایدیولوژیک، را در پیش گرفتند ولی نتوانستند خود را در مسایل حیاتی جهانی و حتی کشوری خویش مطرح نموده و اعتماد جلب نمایند. در قطب دیگر، برنده جنگ سرد - جهان سرمایه در راس ایالات متحده امریکا ـ به چنان خود خواهی و زورگویی دست زد که دیگر خود یکه تاز مسیر رشد بعدی جهان ، آینده بشریت و تاریخ آنرا ، حتی تا سرحد تهدید و تقابل با هم پیمانانش در مسایل عام جهانی و با مناهی و دیکته رقم زد و همه ترفند ها را تحت ترمینالوژی های نامانوس و مبهم ماست مالی نمود که در نتیجه باعث تسریع روند ناگزیر تاریخی زوال سیستم کپیتال و سرمایه و حالت بحرانی امروز جهانی گشت. گرچه پس منظر و عاقبت بحران وخیم کنونی اقتصادی ، سیاسی و نظامی جهان دور از قیاس میباشد اما چیزی که مبرهن است، این بحران ، سیستم سرمایه و کپیتال امروزی را به حفره سیاهی جهت داده است. اگر چه دول مختلف که  خود نمایندگان سرمایه بزرگ اند همه جانبه درتلاش اند و با قوت و انرژی بینهایت می کوشند تا سیستم امروزی سرمایه را از وضعیت پیش آمده بحران  کنونی اقتصادی نجات دهند، تا آنجائیکه استفاده از شیوه ها، پراتیک و نظریات تیوریسن های کلا سیک چپ - مداخلات مستقیم دولتی را در مسایل اقتصادی ناگزیر و جایز میپندارند ولی از آنجائیکه این شیوه هنوزشکلی بوده، مضمون و محتوی آن فقط و فقط  به هد ف  بطی ساختن پروسه از هم پاشی و اضمحلال و نهایتآ نجات سیستم کپیتال و سرمایه بزرگ را مد نظر دارد، نخواهد توانست پاسخگو ی خواست زمان باشد. بهر حال انسان های متفکر و دور اندیش میباید به این واقعیت تسلیم شوند که تمدن بشریت در مرحله نو از سیر تکاملی خویش قدم گذاشته است  که با جهان دیروز مطلقأ در تفاوت میباشد . این مرحله از رشد و تکامل تمدن بشری - ارمغانها،  انگیزه ها و تراژیدی های منحصربخود را خواهد داشت.

بدین ترتیب  جهان یک قطبی ؛ متعاقب با جهان دوقطبی ، دیگر از روند تکامل طبعی باز مانده و پله آخرین زندگی خود را می پیماید . 

روند در حال حاضر جهانی ،  یک روند کیفیتآ جدید است . این روند کنونی انکشاف ، جهانی قهار و با شتاب ، هر نوع مقاومت و موانع ، چه جغرافیائی باشد یا تاریخی، چه سیاسی و اقتصادی باشد یا فرهنگی و چه پدیده های علمی باشد یا خرافی ، از مسیرش بیرحمانه میزداید ، هیچ نوع خیز و جست از چپ به راست و بر عکس آن ؛ یا هم میانه روئی میان این دو ، چه خاصا که با تظاهر ، عوامفریبی  و استفاده  نا جایز از اعتقادات ، باور های مذهبی  و یا نورمها و ارزش های محلی ویا ملی همه وهمه را منتفی و نهی میدارد . دقیقآ میتوان آنرا به ویروسی تشبیه نمود که سرحد نمی شناسد و وجود ضعیف را زود تر به کام مرگ می کشاند. تنها وجود سالم، متفکر، وقایه شده، رسیو نالیست و محتاط میتواند مصئونیت و بقا داشته باشد.

بدین منوال وضعیت جاری فراگیر و همه گانی بوده عواقب آن برای کشور های فقیر - کشور های کمترین رشد یافته، کشور های فاقد سیستم سیاسی مرکزی و حتی کشور های قدرتمند (غنی) که با ارجحیت به افتخارات و مواریث تاریخی و فرهنگی خویش خواهان حرکت مستقلانه یا موازی به این روند ویا هم لجوجانه در صدد تقابل و مقاومت به آن هستند، نهایت دردناک و فاجعه بار خواهد بود.

انقلاب معلوماتی  و ارتباطی شالودۀ این تغییرات کیفی نوین جهانی را تشکیل میدهد که غیر قابل انسداد و توقف بوده ، کماکان سریع و سریعتر به جلو میرود و هیچ نوع سرحد نمی شناسد.

این مرحله بی نظیر کیفی تکامل فضلیت بشری ، انقلاب معلوماتی و ارتباطی با پوتانسیال قوی نامرئی، نا محدود، دینامیک، جهان شمول و به سرعت عمل نموده بر کلیه مناسبات و عرصه های زندگی اجتماعی بشری اعم از ساختار های کوچک سیاسی  الی سیستم  های سیاسی  اجتماعی- اقتصادی دول مقتدر بصورت اجتناب نا پذیر و تحمیلی اثر می گذارد.

این تحول انقلابی ایجاد گر کیفیتها وکمیتهای جدید بوده همانقدر که میتواند زمینه ساز و رشد دهندۀ قابلیت های مفید و موثر برای انکشاف و پیشرفت باشد به همان اندازه میتواند زمینه گستردۀ برای انحرافات اجتماعی، تشنجات، برخورد ها و انگیزه های عقب گرائی ذهنی، هیجانات کاذب اجتماعی واقع گردد. تاکیدآ اظهار میدارم  گرچه پیش بینی سیر تکامل این روند کیفی جدید ،  کار نا ممکن  و بسا دشوار است اما مهمترین شاخص هائیکه اجتماعات انسانی را میتوانند از آسیب های درد آور و زیان بار ولی قابل اجتناب و خطر انقراضات نجات دهند ، اجتماعاتی اند که از محیط و پرورش سالم، آموزش موثر و مدرن، روان اجتماعی حاوی تعاون و صداقت ، محبت ، احترام واعتماد به همدیگر، دوری جستن از کینه ، نفرت و تعصب،  اشتیاق و تمایل به انگیزه های رشد و انکشاف و مهارت های لازمی ـ انعطافی و جهشی ـ برخوردار باشند.

در آستانه آغاز پروسه شکل گیری فوق الذکر وضعیت کنونی جهان ، بزرگ قدرتهای منطقوی و جهانی بنابر وضعیت شکل یافته در کشور ما به نتایجی دست یافتند که ثبات کشور های منطقه و جهان قدرتمند امروزی با ثبات و وضیعت سیاسی- نظامی افغانستان گره خورده است . در امتداد نتیجه گیری مذکور وبعد از فاجعه انسانی 11 سپتامبر 2001 و متعا قبأ  با حمله نظامی ایالات متحده امریکا به افغا نستان بود که مردم افغانستان از قید قوانین بربریت و از چنگال مرتکبین  هزاران جرم و جنایا ت نا بخشیدنی ضد بشری و ضد ملی رهائی  یافتند. با تدویر جلسه بن جرمنی 2001 ، کشور ما به کمک و مساعی بینظیر جامعه جهانی دوباره هویت بین المللی خویش را بدست آورد. در کشور قانون اساسی دوباره احیا گردید. ادارات دولتی، حکومتی، موسسات خدمات اجتماعی و ادارات واحد های اداری، پارلمان و شورا های ولایتی، مکاتب و موسسات تعلیمی، مطبوعات، مخابرات و قوای امنیتی و محا کم  و... دوباره ولوغیر مشروع، ابتدائی و با داشتن ده ها کمبودی و نواقص، احیا و ده ها سازمان سیاسی، اجتماعی، کلتوری و فرهنگی و صد ها سازمان غیر دولتی و موسسات کمک های اجتماعی و خیریه در کشور فعال گردیدند. بدین ترتیب  کشور های بزرگ و قدرتمند جهان و سازمانهای جهانی بخصوص سازمان جمیله ملل متحد هر آنچه ممیزات یک کشور مدرن است در کشور ما دوباره  تهداب  گذاری و یا طرح ریزی نموده اند. نباید فراموش کرد که رسیدن به این دست آورد ها بهای گزاف مادی و معنوی کشور های جهان تا سرحد فدای خون فرزندان شانرا در قبال داشته است که تاریخ  معاصر کشور هر زره ای از کمکها ، زحمات و هر قطره خون ریخته شده را درخود ثبت نموده و مینماید. فراموش نباید کرد که  متباقی وظیفه حاکمان کاذب، تکنوکراتان، لیدران تنظیم های مسلح و متحدین ماوئیست و هم کیشان شناخته شده ایشان ازجمله اعضای ناخلف و جدا شده حزب وطن بودند که باید با کمک های بی شایبه جهانی در رشد  کیفیت و موثریت آنها مسئولانه  تپ و تلاش مینمودند. ماوئیست ها وتنظیم های مسلح میبایست از بغض، کینه، عداوت و انتقام گیری دست برداشته و زمینه های اتحاد نیرو های سازنده و خدمتگذار مردم و وطن را تامین، اعتماد ملی را توسعه وتحکیم بخشیده و زمینه های کار و مساعی مشترک را جستجو نموده، خود و مردم شریف مآنرا کمک و افتخار ملی را نصیب میشدند. ولی برخلاف ، این حکام مزدور ، گمراه و آله دست مغرضان و اجنبیان  بدون تعقل، دور اندیشی و درک مسئولیتهای تاریخی شان و در یک کلمه با نا سپاسی در مقابل  نیکی  که مغایر اخلاق و عنعنه نیاکان ما ست مزورانه  تلاش و سعی ورزیده با تحریک مردم علیه قوت های نظامی  بین المللی و کمک کننده به کشور مان پروسه اعمار، احیا دوباره وطن را سد گردند و یا بگفته مشهور آ ب را خت نموده ماهی گیرند و به چور و چپاول کمک های جهانی، جنایات، و ده استفاده های ناجایز پرداخته اند. در حالیکه در میان مردم استعداد ها ی وآفر وجود داشت تا به کمک و یاری این نیرو ها در  پروسه بازسازی و اعمار مجدد کشور و تامین زمینه های مادی و معنوی سعادت مردم کمرهمت بسته وآستین بر زنند و از این مو قع بدست آمده استفاده مثمر نموده و حد اقل  کشور مان رادر ردیف کشور های رو به انکشاف ـ کمترین رشد یافته ـ قرار میدادند تا نسلهای آینده با وجود و عرق ریزی های شان افتخار می نمودند. علاوه برآن افسوس و صد افسوس که حتی تکنوکراتهای امریکائی- افغان نصب ها نیز با ارجحیت منافع شخصی ، چه بسا که با آن فرصت های طلائی برخورد غیر مسوولانه نمودند که دراین آزمنه تاریخ  برای شان مساعد گردیده بود و نتوانستند و یا نخواستند از این  فرصت های مساعد جهت خدمت بوطن اجداد و نیاکان خود استفاده مطلوب بعمل آورند . وضیعت امروزی حاکمیت مزدور و فضای حاکم  درکشورما هم در قدم نخست و تا حدود زیاد محصول اعمال نا بخردانه این اشخاص میباشد.

 همه نیروها وتنظیم های حاکم واپوزسیون شان در کشور ظاهرأ متضاد و دراصل متحد و کاملأ همآهنگ و هم جنس و نهایتأ راهیان یک راه ـ راه غارتگری و چپاول ـ اند. جمعأ اینها ایالات متحده امریکا و جامعه بین المللی را به چنان بن بست سیاسی، نظامی و اقتصادی کشانیده اند که عواقب منفی آن  دور از قیاس است. ناکامی ایالات متحده امریکا در افغانستان مانند ناکامی در جنگ ویتنام نیست ؛ این ناکامی  صدمات بزرگ مادی ومعنوی و حتی کلتوری و فرهنگی  را درکشور های منطقه و جهان باعث شدنیست.

وضعیت سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی  حاکم امروزی جهان  خواهان پزیرش سیاست های جدید و پیشکش نمودن الترناتیف ها - طرح های کاملا جدید ـ را از مدعیان خدمت به بشر و بشریت میخواهد. چراکه سیاست های مروج جهان دو قطبی تداول و بقای خویش را نتوانستند ثابت بسازند .

چیزی را که میخواهم برجسته نمایم ؛ آموخته ها و تجارب بسا دلخراش غیر منتطره و غیر پیش بینی شده کشور خودمان است که درس و عبرت نگرفتن و نیآموختن از آن گناه کبیر و جفا به مادر وطن شمرده میشود.

 ما افغان های روشنفکر با وجود جهت گیریهای رنگارنگ سیاسی ایدیالوژیکی و نامهای مختلف گروپی اگر چه در دهه دیموکراسی از لحاظ کمیت و کیفیت ها به دست آورد های سیاسی و اجتماعی نسبی حد اقل نایل شدیم اما بدون آنکه بتوانیم از آن با در نظر گرفتن شرایط عینی داخلی، منطقوی و حتی جهانی استفاده مثمر نمایم  برخلاف  بودند افراطیون سیاسی بااخص گروپ افراطیون سیا سی مذهبی که از دستگاه حاکمه خواهان مطالباتی ذهنی و سلیقوی بیشتر شدند که بالاخره بدون استفاده موثر و مثمر در جهت سیر انکشاف بعدی پروسه نو آغاز، اینها گویا روشنفکران مذهبی مانع و عامل عقیم ساختن تحولات شده با حرکات غیر علمی و پراکتیکی با برخورد های نا سالم و نا عاقبت اندیشانه حتی وسیله محو تحولات در نطفه گردیدند.

زیرا ما میدانیم که مبارزه امروزی با اکستریم فندامنتالیزم، تروریزم بین المللی، تروریزم مواد مخدره، جرایم سازمان یافته ، مافیای تجاری منطقوی و عمال آنها در افغانستان و بخصوص به محاکمه کشیدن ده ها خاین و مجرم ملی که امروز بعض از آنان خود را حتی در زیر لباس اروپائی و قیافه های مدرن گویا سیاسی و تکنوکرات تزئین و آرایش ظاهری داده اند ؛ کاریست که بدون اعتماد و همکاری و انعطاف متقابل از طرف نیروهای سیاسی سالم افغانی و جامعه جهانی ، بس مشکل و دشوار میباشد. در عین حال این واقعیت عینی است که سرنوشت سازمان نظامی ناتو- یگانه سازمان نظامی پر قدرت جهانی ویگانه متضمن  ثبات نسبی جهان ـ همچنان آبرو ، اعتبار و پرستیژ بین المللی ایالات متحده امریکا ـ یگانه ابرقدرت جهان ـ مستقیمأ با سرنوشت ملت افغان و سر نوشت حاکمیت ملی افغانها گره خورده است.

 مقایسه کردن حضور قوای نظامی ایالات متحده امریکا  در راس رهبری قوای ائتلاف مبارزه علیه تروریزم بین المللی و حضور قوای ایساف ( ناتو) به  منظور معاونت به ثبات و بازسازی افغانستان با حضور قطعات محدود اتحاد شوروی در سالهای1980 قابل فهم نخواهد بود اگر ما شرایط و وضعیت جهانی آن وقت ، قدرت سیاسی ، اقتصادی و نظامی بلاک غرب در آن وقت و ... را در نظر نگیریم ویا   تفاوت بین روان و سیستم برخورد ها در نظام جهانی دو قطبی و جهان بدون قطب ( چند قطبی) ندانیم و یا هم به نتایج ناکامی در مبارزه با تروریزم ، فندامنتالیزم مذهبی و جنایت پیشه گان بی توجه باشیم و در نهایت باید بدانیم که نتایج بعد از شکست احتمالی جامعه جهانی در افغانستان ، جز پیروزی نیرو های سیاه قرون وسطایی - اکسترم فوندامنتالیزم ـ باند های تروریستی ، مافیای بین المللی مواد مخدر و حامیان ایشان ـ بطور مثال  رژیم های فتنه گر و خون آشام ایران، پاکستان و... ـ شاهد بدیل دیگری نمی توانیم باشیم .

امروز از هیچ یک افغان با درد پوشیده نیست که وضعیت جاری در کشور ما ن  روز بروز مغلق و پیچیده تر شده میرود، امنیت نسبی که بنابر تاثیرات موجودیت و عملیا ت های نظامی نیرو های ائتلاف بین المللی مبارزه علیه تروریزم و سازمان نظامی ناتو تحت رهبری ایالات متحده امریکا بوجود آمده است از کنترول خارج میگردد.

 بهر حال مشکلات عام جامعه ما عبارت است از :

 

        وضعیت بحرانی امنیتی و وخامت و پیچیده روز افزون آن .

        فاصله گیری روزافزون قوای ثلاثه دولت از همدیگر .

         همگانی شدن نقص و عدم اطاعت و احترام از قانون اساسی و قوانین جاری در قوای ثلاثه دولت

        اوج  فساد اداری و اختلاص در سطوح مختلف حاکمیت دولتی .

        مسلط شدن تشکیلات ما فیائی اقتصادی و مواد مخدره در تشکیلات دولتی و حکومتی .

        وضعیت بحرانی نا بسامان اقتصادی و سیستم مالی .

        فاصله گیری روزافزون اتباع از حاکمیت .

        عدم اعتماد مردم به حاکمیت وقطح خدمات اجتماعی واداری دولت برای اتباع درقرا و قصبات و حتی ولایت کشور .

        احیای سمت گرائی، قوم پرستی و تنظیم گرائی و کشانیدن نیرو های تازه تشکیل شده امنیتی به سوی از هم پاشی .

        اوج آدم ربائی، دزدی، چپاول گری و با لاخره  انواع اعمال قطاع الطریقی .

        وضع نهایت رقتبار معلولین ومعیوبین، متقاعدین، اطفال بی سرپرست ویتیم.

        وضع نهایت رقتبار دختران ، زنان و بااخص زنان بیوه و بی بضاعت .

        افزایش جنایات سازمان یافته گروههای قطاع الطریق و جنایت پیشه در هر گوشه و کنارمملکت .

        همگانی شدن بیکاری ، فقر، گرسنگی ومرض با اخص امراض روانی بین نوجوانان و جوانان .

        عام شدن بیسوادی بین نو جوانان و جوانان .

        گسترش سطح استعما ل و استفاده مواد مخدره در اجتماع و ازدیاد وحشتناک رقم محتادین مواد مخدره در بین نو جوانان و جوانان .

        سطح بالا  فحشا و تعرضات جنسی و امراض ناشی از آن بخصوص رقم غیر قابل تصور ـ اضافه از صدها انسان در چند شهر محدود ـ مبتلا به مرض ایدز .

        مها جرت و گریز اتباع  از وطن ؛ بخصوص مهاجرت کتلوی جوانان .

        ویرانی قرا و قصبات و صعود تلفات افراد بیگناه در اثر عملیات های نظامی نیرو های خارجی و اعمال قطاع الطریقی انترناسیونال تروریزم .

        رشد بی سا بقه موارد نقص صریح حقوق اتباع از طرف حاکمیت و قطاع الطریقان ، گروه مسلح جنایت پیشه عوامل پاکستان و ایران .

        سلب اعتماد جهانی از حاکمیت کاذب خود ساخته .

        تجرید حاکمیت از مشروعیت سیاسی بین المللی .

        دخالت عریان و مغرضانه  کشور های همسایه بخصوص پاکستان و ایران در امور داخلی مان .

        وضعیت فلاکت بار و فا جعه آ میز  مهاجرین و بیجا شوندگان داخل وطن .

 

مسایل حیاتی که اکنون در برابر ما افغانها قرار دارد عبارت اند  از :

 

o         تهداب گذاری واعمار تشکلات اساسی یک دولت مقتدر و منضبط مرکزی حاکمیت مواظب اتباع و محافظ  قانون .

o         تأمین واستقرار صلح و قطع جنگ ، خلع سلاح گروپ های مسلح .

o         بوجود آوردن فضای تفاهم، همکاری و اعتماد متقابل بین قوای ثلاثه دولت با ارج گزاری  و احترام با حدود صلاحیت ها و مسئولیت های هر یک مندرج در قانون اساسی کشور که یگانه راه حسن تدویر امور کشور و پیشبرد مرام های ملی میباشد .

o         با در نظر داشت شرایط موجود در کشور ارتقا سطح صلاحیت الزامی ستره محکمه و قضا در افغانستان -   ستره محکمه تضمین اصول عالیه همکاری بین  قوای ثلاثه  دولت .

o         تشکیل یک دستگاه قوی امنیتی مرکزی که توانمندی تامین قانونیت، امنیت و مصئونیت فردی و اجتماعی و ثبات در کشور را دارا باشد .

o         دفاع از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ، مصونیت حدود اربعه کشور .

o         احیای هویت ملی، وحدت ملی، اعتماد ملی و تحقق آشتی ملی .

o         تغییر شرایط سیاسی  و نظم اجتماعی حاکم بر افغانستان در جهت ایجاد یک جامعه آزاد و دیموکراتیک بر اساس قانون، نورم ها و ارزش های عنعنوی ملت ما و تعهدات بین المللی- کانونسیون های قبول شده بین المللی ـ .

o         بوجود آوردن سیستم گرانتی و کمک ها ی اجتماعی برای اتباع، تضمین حقوق سیاسی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی اتباع - تهداب گذاری جامعه مرفه متکی به حاکمیت قانون .

o         بلند بردن سطح صلاحیت و مسئولیت ارگان های اداری حاکمیت به اساس تقسیمات جدید واحد های اداری حاکمیت دولتی .

o         بوجود آوردن کمسیون های نظارت و کنترول و محاکم اختصاصی با صلاحیت به منظور رسیدگی حقوقی بر فعالیت های ارگانهای رهبری و حاکمیت دولتی .

o         غرض بهبود و انسجام هر چه بشتر امور، ارتقای موثریت کار و سرعت عمل، جلوگیری از پراگندگی، انارشیزم، فساد و بیروکراسی ، ایجاب مینماید تا در تشکیلات اداری و لو ایح وظایف وزارت خانه ها تجدید نظر  بعمل اید .

o         بمنظور فهم ارزش های مرحله جدید تکاملی بشری - روند کیفی جدید جهانی،  سیستم مدرن تعلیم و تربیه نسل جوان  تا فرزندان وطن برای ایفای وظیفه سترگ خدمت بوطن و همنوعان  با لیاقت و کفایت مزید و عقل سلیم  آماده شوند

o         استفاده موثر از امکانات و قا بلیت های دست داشته  و جلب کمک ها وهمکاریهای هر چه بشتر جامعه جهانی درانکشاف متوازن معارف مدرن، تسریع پروسه پیشرفت و رشد موقعیت اجتماعی نسوان و هم چنان مجادله و مبارزه با بیسوادی در شرایط کنونی یکی از وظایف اساسی و  خطیر حاکمیت میباشد .

o       طرح یک استراتیژی اقتصادی پذیرفته شده، کاری وسازنده مطابق به شرایط عینی اقتصادی چند سیستمی جامعه ما، طوریکه همه سیستم های اقتصادی جامعه با هم در پیوند وهمآهنگی عنعنوی امکانات رشد خود را داشته باشد .

o         استرداد و حفظ ملکیت های عامه و بیت المال .

o         جلوگیری از اکسپانسیونیزم کلتوری ، لسانی و  مذهبی کشور های اجنبی .

o         تلاش همه جانبه در سطح بین المللی به منظور شناخت افغانستان مانند یک کشور بیطرف دایمی در سیاست خارجی .

 

در این حالت نهایت پیچیده ومغلق که کشور و مردم ما کشانیده شده جای بسا خجالت و ذلت خواهد بود که باز تعدادی ازگروپهای سیاسی و اجتماعی، روشنفکران منفرد، شخصیت های با رسوخ ملی گوشه گیری انتخاب نموده ویا بعضأ باند های قصی القلب قومی، طایفوی و زبانی، ایدیالوژیکی راستی و چپی افراطی را حمایه نموده در تباهی کامل این ملت و کشور وسیله شوند.

و آنعده اشخاصیکه میکوشند نیرو های ائتلاف بین المللی مبارزه علیه تروریزیم در راس ایالات متحده امریکا و نیرو های ایساف نیرو های معاونت به امنیت- ناتو را در کشور ما نیرو های متجاوز و اشغالگر و امدادگران موسسات بین المللی را جواسیس بنامند برخلاف با وقاحت تمام نیرو های مغایر صفات انسانی را نیروی مقاومت معرفی بدارند نمیتوان به آنها در هیچ قاموسی نام دریافت.

مسایل فوق در میان مجموعه ئی از پرابلم ها، معضلات عمده و اساسی وطن را تشکیل میدهد، که باید همه نیرو های سیاسی و اجتماعی وطن دست بدست هم داده، متحدانه بمنظور حل  آن مبارزه کنند . واقعیت اینست که پروسه رشد عینی جامعه ما نمی تواند بدون حل سریع  این مسایل، مسیر رشد وتکامل بعدی خود را دریابد.

 تضاد عمده جامعه ما تضاد میان رشد، ترقی با بربریت، عقبگرائی ؛ تضاد میان نیروهای طرفدار تأمین صلح ، ثبات، امنیت، آشتی ملی، اعتماد ملی، وفاق ملی،  حفظ و حراست مواریث ملی ، افغانستان واحد و یک پارچه با نیرو های  قطاع الطریق طرفدار جنگ وخونریزی، چور وچپاول، ویرانی، بی هویت سازی بالاخره از هم پاشی کشور میباشد.

 که حل و طرد این تضاد ها وحدت ، اتحاد و ائتلاف وسیع همه نیرو های ملی بخصوص فداکاری و تلاش شباروزی همه نیرو های سیاسی و اجتماعی وطنپرست را میطلبد.

حزب وطن یکانه نیروی سیاسی سالم و با تجربه افغانی است که باتوجه به ارزشهای اجتماعی و مختصات روانی افغانها ، با درک از وضعیت جغرافیایی ـ سیاسی افغانستان ، در شرایط دشوار ناشی از مداخلات گسترده خارجی در امور افغانستان و در تداوم جنگ سرد میان ابرقدرت های آن وقت جهانی ، سیاست مصالحه ملی را ـ در نیمه دوم دهه 1950 عیسایی ـ اعلان نمود . سیاست مصالحه ملی ، سیاست مبتنی بر تفکر و تجربه افغانی است . این سیاست نه ازکتابها و نقل وقول ها ، بلکه بر پایه تجارب خود افغانها ، درس های تاریخی این سرزمین و شناخت واقیبینانه از طرزتفکر(mentality ) جامعه افغانی ، ساختارهای مختلف ومختلط اجتماعی کشور ما ، وضعیت موجود و مشکلات عینی سیاسی- نظامی افغانستان نضج گرفته است . اکنون این سیاست ـ که مدتی نه چندان طولانی از اعلام آن میگذرد ـ توانسته هم در سطح ملی و هم برای حل مناقشات بین الدول و حتی بخاطر حل مناقشات و اختلافات سطوع مختلف بین المللی بکاربرد دارد . امروز مصالحه ملی نام آشنای در قاموس سیاسی جهان است که با همین نام و اصول و میتودهای مطرح افغانی مورد استفاده اکثرأ مثمر قرار گرفته و نتایج بسا مثبت را در بسیاری جاه ها در قبال داشته و درآینده نیز میداشته باشد. این بدان معنی است که درستی ، کارایی و حقانیت سیاست مصالحه ملی جهان و حتی آنانی صحه میگذارند که دیروز با قهر و غضب ، از شرق و غرب علیه این سیاست و مبتکرین آن به توطیه توسل جستند و با استفاده از اشخاص و گروپ های موثر ومخرب توانستند نه تنها این سیاست و مبتکرین آنرا از صحنه سیاست ملی کشور ما حذف کنند بلکه حاکمیت ملی ، انستیتوت های اداره سیاسی ، انستیتوت های حاکمیت مردمی و حتی کلتور و فرهنگ عنعنوی مردم مآنرا با قساوت تام ضربه زده و مملکت مآنرا به خوننین ترین وبدبخت ترین خطه در جغرافیای انسانی مبدل ساختند.

 اما امروز سیاست مصالحه ملی بمثابه مشی بدون الترناتیف پزیرفته شده و هر یک از دول مقتدر، سازمانها و اشخاص با اتوریته بین المللی ، یگانه را حل بن بست های سیاسی و نظامی را در پیاده نمودن این مشی انساندوستانه ـ بدون نام گرفتن از مولف و مبتکر این پالیسی یعنی حزب وطن ـ میبینند .

ما اعضای حزب وطن خوب بیاد داریم که  رهبری حزب وطن بار ها با صراحت میگفتند که :" حزب با جسارت بینظیر سیاست مصالحه ملی را اعلان داشت و در راه نا منکشف گام گذاشت. برای پیاده کردن چنین سیاستی نسخه آماده شده از قبل و یا فورمولی وجود نداشت. تحقق این امر بسته به عملکرد مبتکرانه حزب وطن بود ".

 سیاست مصالحه ملی را حزب وطن در اوضاع و احوالی اعلان کرد که با صراحت باید گفت صدها مخالف و مخالفت های آشکار را در سطوح مختلف رهبری حزب و حاکمیت نیزبا خود داشت. با وجود همه مشکلات سیاسی- نظامی وقت مبتکرین  و اکثریت قریب به اتفاق حزب ، کارمندان ملکی و نظامی دولتی و مردم افغانستان با قبول صد ها نا ملایمتی و قربانی ها ، مشی مصالحه ملی را صبورانه  بخاطر انجام رسالت ملی و امید به فردای که متضمن برقراری ثبات و عدالت اجتماعی پنداشته میشد ، پزیرفتند و در راه تحقق آن با وقف انکارناپذیر مبارزه میکردند و میکنند . صحت و درستی این مشی ملی حزب تا سرحدی ثابت گردیده بود که حتی خائینین ملی ؛ این مرتکبین جرم و عمل ننگین ضد ملی گویا انتقال "تعویض" قدرت در 28 اپریل 1992 را در آن وقت ، ادامه پروسه مشی مصالحه ملی اعلام نموده و با بیشرمی تمام چند روزی تبلیغ مینمودند .

  اینک در شرایط حاد کنونی ، حزب قهرمان مان- حزب وطن ـ یک بار دیگر با تکمیل پروسه انسجام مجدد اعضای خویش ، قامت می افرازد تا به مردم افغانستان و جهانیان ، با شهامت افغانی اعلام نماید که حاضر است و آمادگی و استعداد آن را دارد که بخاطر انجام رسالت تاریخی خویش در امر نجات وطن از وضعیت نابهنجار کنونی ، مسوولیت بپذیرد . حزب ما بادرک و سنجش دقیق از حساسیت های منطقوی، فتنه انگیزی های برخی حلقات ضد افغانی در کشور های همسایه و استراتیژی های مغلق قدرتهای جهانی، گام های سنجیده شده و متین بر داشته و برمیدارد. ما چنان سیاست ملی- نجات مردم، کشور و حاکمیت ملی ـ را طرح ، تدوین و برای تحقق آن مبارزه می نمائیم که به تمام نا بسامانی ها و معضلات اجتماعی، اقتصادی ، نظامی کشور و همچنان شک وتردید ها در سطح بین المللی خاتمه بخشد. سیاست امروز حزب وطن ، مشی ملی در وضعیت پیچیده کنونی کشور و اوضاع امروزی غیر معین جهانی است ، زیرا سیاست های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، نظامی و روابط خارجی کنونی حزب ما بر بنیاد های فکری و فلسفی مشی انساندوستانه مصالحه ملی انسجام یافته و به خواسته های مبرم و تاخیرناپذیر مردم افغانستان جواب گفته و برای آنان قابل درک اند . سیاست مصالحه ملی  طرحی است که حزب وطن در شرایط حاکمیت خویش در مطابقت از نظریات فلسفی که : در تاریخ به صورت کل و در ایام جنگ به صورت خاص اصلأ توقف در یک نقطه مجاز نبوده، یا باید به جلو گام برداشت و یا عقب نشینی کرد...  ، حزب وطن عملأ پیشروی را به جلو قاطعانه آغاز کرده است ...

به یقین کامل میتوان گفت که یگانه نیروی نجات دهنده ملی، ضامن حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، آزادی و استقلال کشور،  تنها و تنها حزبوطن  و متحدین ملی اش با اتکا به پشتیبانی اکثریت مطلق ملت شریف و با عزت افغان میباشد. در عین حال این حزب وطن است که میتواند و توان و ظرفیت آنرا دارد که به کشور های منطقه و جهان این وعده  و اطمینان آنرا بدهد که چنان  پلان ملی بیرون رفت افغانستان از بحران امروزی را به قدرتهای ذیدخل و ذی المنافع بحران افغانستان پیش نهاد می نماید که نه تنها جهان قدرتمند را از منجلاب خونین نظامی، جنگی و اقتصادی نجات داده بلکه  منافع هیچ یک از قدرتها از نظردور انداخته نشده باشد. همان قدر که سیاست حزب وطن از منافع علیای وطن و مردم دفاع و نمایندگی خواهد کرد ، همانقدر به منافع قدرت های بزرگ  متقابلأ و متنا سب احترام قایل خواهد بود.

عملکرد قاطع حزب وطن- این نیروی وطن دوست، خدمت گزار بوطن و مردم ـ  کشورمآنرا از وضع فجیع سیاسی- نظامی، اقتصادی- اجتماعی و اضمحلال سیاسی جغرافیائی آن نجات خواهد داد .