تحليل : دوکتور علوم جلال بايانی

پيش منظر و پس منظر روابط افغانستان با  کشور ترکيه


 جمهوری سيکولار ترکیه در دوره بعد   از مصطفی اتاتورک يا پدر ترک ها ، یعنی بعد از دو جنگ جهانی، سیاست خارجی خود را به طور عمده معطوف به گسترش روابط با جهان غرب تعریف کرده بود و در فضای آن زمان وترکیب جهان دو قطبی، با عضویت نخست سنتو و بعدأ در ناتو، در بلوک غرب قرار گرفته و روابط خارجی خود را بر اساس شاخص های موجود این جریان تنظیم می کرد.
در سه دهه اخیر تحولات و تغییرات عمیق و قابل توجهی را در این زمینه رخ داده است. از دهه 80 میلادی، یعنی از زمانی که تورگوت اوزال به  رياست جمهوری ترکیه رسید،‌ در جهت گیری های سیاست خارجی ترکیه تغییراتی پدیدار شد و این تغییرات روز به روز پررنگ تر شده است. بخشی از این تغییرات معطوف به بحث ما یعنی روابط  با افغانستان بوده است. به عنوان مثال در دهه 80 سفر تورگوت   اوزال در منطقه   برای تقویت روابط صورت گرفت. اگرچه درسیاست های اوزال در کل منطقه جهت گیری های اقتصادی غلبه داشت و اما در تکسير سياست پان ترکيزم نيز اولويتگذاشتند.  
در دهه 90 میلادی نیز حرکت های دیگری از سوی دولت ترکیه در زمینه گرایش به روابط با منطقه و بخصوص  افغانستان  و کشور های آسيا ميانه مشاهده می شود که با دو رویکرد متفاوت صورت می گیرد نفوذ اقتصادی و نفوذ تباری. یک تحول بزرگ جهان سیاست که در این دهه رخ می دهد و موجب ایجاد رویکرد جدیدی در سیاست خارجی ترکیه می شود، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است. به دنبال این اتفاق، برای ترکیه حوزه ای جدید وجدا از غرب د ر آسيا مرکزی ، افغانستان مطرح می شود و   آسیای مرکزی و کشورهایی است که به دلیل ترک زبان بودن با ترکیه قرابت دارند، هرچند که بسیاری براین باور هستند که اشتراک زبانی ترکیه با این منطقه محدود است. با توجه به این موضوع ترکیه حرکت های جدیدی در سیاست خارجی خود و ترويج سياست پان ترکيزم نشان می دهد.
 
تحول دیگر در این دهه در داخل ترکیه است. نجم الدین اربکان رهبر حزب اسلامگرا رفا که پس از پیروزی در انتخابات با هزار زحمت دولت تشکیل می دهد، حوزه جدیدی برای سیاست خارجی خود تعریف می کند. این حوزه جدید با حوزه هایی که در دهه های گذشته در سیاست خارجی ترکیه موثر بوده،‌ بسیار متفاوت است. او همکاری با جهان اسلام و توجه به کشورهای منطقه را مطرح می سازد. در چارچوب این نگاه،‌ او   گروه هشت کشور اسلامی در حال توسعه با نام اختصاری گروه دی ۸ متشکل از ایران، ترکیه، پاکستان، بنگلادش، اندونزی، مالزی، مصر و نیجریه را پایه گذاری کرد و نسبت حضور قوت های شوروی در افغانستان نه توانستنئد از افغانستان نيز دعوت گردد ولی از برهان الدين ربانی تاجکتبار منحيث مهمان دعوت گرديد. این حرکت جدید که به عنوان یک رویکرد در سیاست خارجی ترکیه مطرح شد، مخالفان بزرگی به ویژه در  اردو  ترکیه داشت. تحمل ارتش در مدت کوتاهی بسر آمد و با یک شبه کودتا، اربکان را از کار برکنار کرد و با کنار رفتن اربکان، این حرکت نیز از نفس افتاد، هرچند که تعطیل نشد.
 
در دهه اخیر و از زمانی که حزب عدالت و توسعه بر سرکار آمد،‌ این رویکرد در سیاست خارجی ترکیه درکنار گستره بزرگتری دیده می شود و ترکیه حوزه های جدید برای سیاست خارجی خود تعریف می کند. از سال 2009 که سياست مدار کار کشته بنام احمد داوود اوغلو سکان وزارت خارجه را در ترکیه در دست می گیرد این رویکرد شدت و سرعت بیشتری می گیرد. یعنی نگاه ترکیه در سیاست خارجی در کنار رابطه سنتی با غرب به حوزهای همسایگان، شمال آفریقا، جهان اسلام، خلیج  عرب و شبه قاره واز جمله پاکستان و  بيشتر افغانستان معطوف می شود.
  [ 
نگاه ترکیه به  افغانستان ]  پس از این مرور فشرده  وکوتاه به تاریخ سیاسی موضوع مورد بحث روابط پرخم و پيچ ترکيه و افغانستان، به علل و عوامل اصلی این روابط بپردازیم. اهمیت  آسيا  ميانه  و افغانستان برای ترکیه در وهله اول به دلیل شرایط ژئوپلیتیک  و ذخاير زير زمينی این منطقه است دوم موجوديت ترکتباران و گسترش  سياست ترکيه بزرگ يا پان ترکيزم در مقابله با فاشيزم  پان ايرانيزم ميباشد .   افغانستان از یک طرف در شبه قاره هند،‌ از سوی دیگر در همسایگی کشور های تازه آزاد شده آسیای مرکزی،‌ و از جهات دیگر   نزديک با منطقه   اقیانوس هند است. بنابراین از نظر ژئوپلیتیک برای ترکیه اهمیت زياد  دارد که در این منطقه حضور دايمی داشته باشد. ترکیه هرچند از طریق دریای سیاه و مدیترانه به اقیانوس اطلس وصل می شود ولی راه نزدیکی به اقیانوس هند و این منطقه ندارد وارزش این مطلب با عنایت به افزایش روز افزون اهمیت قدرتهای آسیایی روشن است. اگر ترکیه در تلاش است که ارتباطات گسترده ای با کشورهای عربی، پاکستان، هند وافغانستان و  دیگران در این منطقه ایجاد کند، یکی از اهدافش توجه به مجموعه کشورهای حوزه اقیانوس هند و فرصت ها و ظرفیت هایی است که در این منطقه وجود دارد.
 
نکته دومی که باید در زمینه علایق ترکیه به منطقه و خاصأ  افغانستان مورد توجه قرار داد، ظرفیت های اقتصادی این منطقه است و گسترش بازار برای اموال ترکيه ميباشد.  برای جمعيت30 میلیونی افغانستان و چند مليونی کشور های آسيا مرکزی بازاری ایجاد می کند که با توجه به سیاست های اقتصادی ترکیه،‌ این کشور نمی تواند آن را نادیده بگیرد
 
علاوه بر این نگاه ترکیه به این منطقه را باید با توجه به حضور نیروهای ترکیه در قالب نیروهای ناتو که در افغانستان حضور دارند،‌ مورد بررسی قرار داد. طبیعی است که ترکیه تمایل داشته باشد با حضور سیاسی در این منطقه پشتوانه خوبی برای نیروهای نظامی خود در این منطقه داشته باشد.
 
همچنین در توضیح انگیزه ترکیه برای حضور در منطقه و  افغانستان  باید به این سیاست کلی اشاره کرد که کشورها معمولا دایره ای را ورای همسایگان خود تعریف می کنند و تلاش می کنند که به فضایی که در پشت همسایگان خود قرار می گیرند توجه کنند. ترکیه هم از این قاعده مستثنی نیست. افغانستان   پشت ایران قرار دارند
نکته دیگر این است که از آنجایی که ترکیه با این دو کشور  افغانستان و  پاکستان همسایه نیست، زمینه های اختلاف چندانی ندارند. بنابراین جدا از اشتراکات دینی و مسائل دیگر که اشاره شد، فقدان مسئله مورد تنازع هم می تواند به نزدیک تر شدن این روابط کمک کند. البته این به این معنا نیست که این نوع همکاری یک اتحاد استراتژیک،‌ پایدار و همیشگی است. در حال حاضر چنین ظرفیت هایی را برای روابط این کشورها نمی بینیم. خصوصا با توجه به مشکلاتی که پاکستان و افغانستان در حال حاضر گرفتار آن هستند و به نظر نمی رسد در کوتاه مدت به پایان برسد.
 
نکته آخر اینکه بر اساس سیاست های چند دهه اخیر ترکیه، به خصوص بعد از فروپاشی شوروی، این رویکرد دیده شده است که در هر جای کره زمین ترک زبان و ترک تباری وجود دارد، توجه ترکیه   را موظف می  سازد و سياست پان ترکيزم يا گسترش سياست ترکيه بزرگ را ايجاد ميکند و رابطه ای ویژه با آن منطقه برقرار ميکند . افغانستان نیز مانند ترک های لغور در چين ، کشور های آزاد شده بالکان کوسوو  د از این قاعده مستثنی نیست. حضور ازبک ها   که اقلیتی   در افغانستان هستند و حضور اقلیت کوچک ترکمن در افغانستان، دلیل دیگری است که باعث می شود که ترکیه توجه بیشتری به افغانستان نشان دهد و در رابط نفوذ ازبک ها و ترکمن ها در قدرت مرکزی تلاش ميکنند    . به عنوان مثال در مجموعه درگیری های داخلی که در دهه 90 در افغانستان وجود داشت، ‍ جنرال  ازبک عبدالرشيد دوستم ، جنرال مجيد قليچ ، جنرال همايون پوزی، اکبر بای ، شرعی جوزجانی ، توردی قل ،  آدينه سنگين ، سليمان راوش ، همت فاريابی ووو مهم ترین چهر های  ازبک در افغانستان، توسط ترکیه حمایت می شدند و حتی تعداد انها مدتی در ترکیه میزبانی شدو فعلأ تابعيت ترک را عبدالرشيد دوستم ، پسرش عبدالقادر دوستم ، شاکرکارگر ، همايون پوزی   عطا و مورد حمايت استخباراتی ترکيه قرار دارند .
    
پاکستان بعد از استقلال خو  چند مشکل جدی ب ترکيه  داشته است. یکی از این مشکلات مشکل هویتی این کشور است که تلاش کرده است با طرح شعارهای اسلامی این هویت را متفاوت از هویت هند تعریف کند. از این جهت پاکستان علاقه مند به برقراری روابط با کشورهای اسلامی است. ترکیه هم یکی از کشورهای قدرتمند جهان اسلام است.
 
از سوی دیگر پاکستان از نظر توازن نیروها در شبه قاره هند، نیازمند به برقراری روابط مستحکم با ترکیه است. با توجه به این که پاکستان در همسایگی خود هند را با وسعت،‌ جعمیت و توانایی های اقتصادی و نظامی بیشتر می بیند، به دنبال این بوده است که این ضعف را به نحوی برطرف کند. یکی از مهم ترین این راهها علاوه بر تعامل با قدرتهای جهانی افزایش روابط با قدرت های منطقه ای به خصوص ترکیه است و ترکيه به گونه ماهرانه دور از روابط خصمانه افغانستان و پاکستان بااينکشور روابط بزرگ نظامی و استخباراتی دارد و از ازبک های فراری آسيا ميانه به پاکستان مانند اسلم بيک وزير داخله بوتو ، نصير شاه بابر ، آزادبيک ،جنرال شجاع بيک لوی درستيز قبلی پاکستان حمايه نموده است   . از این جهت پاکستان علاقه مند است که برای توازن در مقابل هند روابط خوب و بادوامی با ترکیه داشته باشد. هرچند پاکستان از توان ایران هم پیش از این در این زمینه استفاده کرده و پاکستان پیش از انقلاب اسلامی ایران، همواره بر ایران و قدرت سیاسی- نظامی ایران تکیه داشت و از طرف حکومت وقت ایران هم حمایت می شد. در چند جنگی که بین پاکستان و هند به وقوع پیوست،‌ پاکستان تا حدودی از حمایت ها و پشتیبانی های حکومت وقت ایران و ترکيه برخوردار بوده است.
  
نگاه افغانستان به روابط با ترکیه
 
افغانستان مشکلات بسیار گسترده و زیادی دارد. البته این پرسش مهمی است که آیا این مشکلات ساخته خود افغانستان يا افغانها است ؟ یا این که از خارج به آن تحمیل شده است؟ حتما بخش بزرگ وجدی این مشکلات زاییده عوامل بیرونی  به کمک  سياست بازان درونياين کشور است.    مردم   افغانستان  و کشور افغانستان نسبت  فقر گسترده و سطح پائين دانش از جانب کشور های شوروی وقت و روسيه فعلی،  پاکستان ،ايران ، هند ، چين ، عرب ، اروپا در مجموعدر راس انگليس و  امريکا  قرن های     گذشته و ساليان گذشته و حال تحت تاثیر طمع و دسايس   خارجی صدمات زیادی خونين ، خراب کن ، ويرانگر را دیده اند . افغانستان کشوری است که در اثر جنگ های مداوم، مداخلات همسايه ها ی خود و غربی ها در سه دهه گذشته در این کشور از همه جهت اقتصادی ، فرهنگی ، سياسی ،اجتماعی اتنيکی صدمه بزرپ دیده است و تا هم اکنون بيش از دومليون انسان خود را از دست داد. از این رو این کشور به یکی از نیازمندترین و  محتاج ترين کشورهای دنیا تبدیل شده است. به دلیل این نیازمندیها،‌ همکاری با دیگران، روندی اساسی اين کشور است که در تنظیم سیاست های خارجی افغانستان همواره مطرح بوده است. رابطه   ترکیه زمانی تعریف خود را پیدا می کند که پاسخگوی این مسئله باشد که افغانستان چگونه می تواند از طریق این رابطه بر بخشی از مشکلات خود فائق آیدو نه ميتواند به روحيه خصمانه  ددمنشانه و غير انسانی  کشور های ايران ، پاکستان  و فدراتيف روسيه هنوز که هنوز است باور داشت.
 
ترکیه با توجه به ظرفیت های سیاسی،‌ اقتصادی و تکنولو‍ژیک‌ می تواند دوست خوبی برای افغانستان باشد. هیچ نوع طمع های ارضی و دعواهای مرزی هم در این رابطه مطرح نیست. حضور ترکیه در اروپا و نفوذ آن در ناتو و همچنین رابطه نزدیک با امریکا در منظر دولتمردان افغانستان از دیگر امتیازات ترکیه است. بنابراین از منظر افغانستان،‌ ترکیه واجد شرایطی است که می تواند به عنوان دوست افغانستان عمل کند. به خصوص که متقابلا ترکیه هم علاقه نشان داده است که در راستای حل مشکلات افغانستان فعال باشد.
 
در جمع بندی مطلب ملاحظه می شود ترکیه از یک سو وافغانستان   از سوی دیگر دلایل کافی برای پیوندهای دوستانه از عصر امپراتوری عثمانی و عصر جديد اتاترک و شاه غازی امان الله دارند. هرچند متاسفانه باید گفت اين چنین شرایطی برای روابط نزدیک میان پاکستان  ، ايران با  افغانستان در طول تاريخ همسايگی در گذشته و حال حاضر مشاهده نمی شود و دايمأ باخصومت ، مداخله ، چشم طمع ، و  اختلاف بوده است  و بايد شفاف نوشت افغانستان کشور بد چانس و بدون طالع بوده که در کنار خود  همسايه های مداخله گر ، دسيسه جو ، توطئه گر و طماع مانند شوروی وقت ، ايران و پاکستان را دارد . پايان