نوشته صوفی کریم فیضانی

     07.05.2012  

 

 

   حملات اعراب در افغانستان

از سال ۶۴۲ الی ۶۶۱ میلادی عربها الی رهلت پیغمبر اسلام محمد (ص) مردم صحرانشین  بوده. قسمت شرقی این کشورها مربو به دولت ساسانی وشمالی ان تابع دولتهای بیزانس بود. مهمترین شهرهای وقت که در آن تجارت و تبادله  صورت می‌گرفت مکه ، شام و بغداد بود. عربها در مدت ۳۰ سال حاکمیت خلفای راشدین توانستن الی دروازه افغانستان خودرا برسانند و ۲۰ سال با افغانها در جنگ مصروف بودند. اعراب در بار اول در سال۳۴-۳۶در زمان حضرت عثمان به سرلشکری عبدالرحمن بن سموره ویک تعداد از رجال جنگجو چون عمر بن عبیدالله تمیمی و عبدالله بن خازم سلمی و قطری بن فجاة و مهلب بن ابی صفره و عباد بن الحصین وغیره در راًس لشکرهای عربی بعزم جنگ با رتبیل شاه عازم بُست و از انجا حمله برکابل را ترتیب دادند. عساکر اعراب جنگ را از چندین قسمت بالای کابل آغاز نمودند.  شدید ترین حمله از دوطرف یعنی دهمزنگ  و کوه خواجه صفا  می‌باشد. لشکر مسلمانان  در محله شهدای صالحین شکست می‌خورند که آن محل را بنام بشهدای صالحین نام گذاشتن.  ولی در دیوار دهمزنگ توسط منجنیق سوراخ بزرگ را می‌سازند وبطرف مرکز کابل پیشروی می‌کنند. روایات است که درین زمان  یک افسر عربی  که خیلی خوب با دو شمشیر می‌جنگید در حوالی مسجد شاه دوشمشیره امروزی  سر بریده می‌شود. رتبیل شاه بطرف گردیز عقب نشینی نمود. درین عصر یکتعداد  از کابلیان مسلمان گردیدند وتعداد به جنگ پرداختند. گویند درنزدیکی سفارت ایران امروزی سر ۵۰۰۰ افغان را از تن جدا نمودند. رتبیل شاه بزودی کابل را دوباره  بتصرف می‌آورد ولشکر اعراب دوباره عقب نشینی می‌نماید. درسال ۲۵۸  یعنی پس از دوصد سال جنگ  کابل کاملاً  توسط یعقوب لیث متصرف گردید. ودرین عصر کابل پایتخت نبوده ولایت بود.مسلمانان در نزدیکی مقبره شاه دوشمشیره مسجد را اعمار نموده آنرا  مسجد شاه دوشمشیره نام  گذاشتند. هکذا چه وقت در کنار مقبره لیث بن قیس،  بدن بدون سر عبدالرحمن بن اشعت گذاشته شده‌است تا اکنون معلوم نیست زیرا در زیارت دوتنه بدون سر است. (۱)

خوبترین دوره اسلام دوره پیغمبر اسلام محمد (ص)، دوره خلفای راشدین و دوره سلطنت  عمر بن عبدالعزیز اموی بوده‌است. شعار اسلام دراین زمان(برادری وبرابری) بود که بنفع رعایا بود. در انزمان در افغانستان دین بودائ، میترائ، شیوانی، زردشتی، و عیسوی وجود داشت. دین عیسوی در دوره سلطنت  ساسانیان  در هرات زرنج و فراه، در جنب سائرادیان وجود داشت. در کشور یکپارچگی وجود نداشته بسه قسمت تقسیم بود. در غرب ساسانیان درشمال باختریان ودرجنوب کوشانیان حکمرانی می‌نمودند.

 

 

 

امویها. ۶۶۱-۷۵۰

امویان از قبیله قریش طایفه بنی امویه بوده در طول این مدت۱۴ نفرامویها سلطنت نمودند. فتوحات این دوره شرقاٌ تا رود سند غرباٌ تا بحر اطلس می‌کشید. اولین خلیفه اموی امیر معاویه فرزند ابوسفیان بود. با وجودیکه امیر معاویه در نشر دین اسلام کوشش فراوان نمود ولی او در میان اعراب جنگ رانیز اغاز نمود. او باحضرت علی بعیت نکرد. در دوره امویهابنسبت تراکم سرمایه بالا رفتن سطح اقتصاد اعراب  در جامعه ۳ طبقه بمیان امده بود.

اول. سرداران حاکمین تاجرین ملاکین

دوم دهقانان و زحمت کشان

سوم فقرا و غلامان.

درین دوره ملیت پرستی  به حد افرطی رسیده بود. بنام عرب، عرب دورگه یا ناقص (از مادر غیر عربی)و عجم بود. والی قاضی و ملاکین در تمام ساحات تحت کنترول باید عرب می‌بود. بسایر ملل توهین مینمودن. حتا کسی که از مادر غیر عرب بودن ناقص می‌نامیدن. امویان سلطنت انتخابی را دوباره میراثی ساختن مسلمان شدگان باید جذیه سنگین می‌پرداختن. بندی خانه‌ها ساختن هر جای را که فتح میکردن اگر جزیه میدادن مردم میتوا نستن به دین خود عبادت کنند. اگر مقاومت می‌کردند. قتل عام میشدن. جوانان اسیر را غلام دختران را کنیز باقی همه را از بین می‌بردن.  درجنگهای اخیر ابوقطیبه بالای رتبیل  شاه پرداخت دوملیون درهم را بشمول دوازده  هزار پسر ودختر نا بالغ قبولاندند. رتبیل شاه پولرا پرداخت ولی اولادهای خودرا ندادند. ملت افغان فقد باج می‌دادند وعجم بودند.بدین منظور در سراسرخراسان زمین قیامهای علیه حکومت امویان برپا شد.

 

افغانستان در زمان امویان

 افغانستان درین زمان بنام خراسان یعنی محل طلوی افتاب یاد می‌گردید. اموی‌ها در سالهای ۶۶۱-۶۶۲از نیشاپور گذشته به استقامت هرات و بلخ سوقیات را اغاز نمودن. امویها از شروع تا زوال در حدود ۹۰ سال با افغانها دست و گریبان بودند. تا اینکه شکست خورده آخرین شاه اموی مروان بن محمد در سال  ۷۵۰ میلادی بدست یاران ابومسلم خراسانی(سرپلی)کشته شد واین خانواده از سلطنت افتاد. در سال ۶۷۰ م پنجاه هزار سرباز عرب با خانواده خود داخل صفحات شمال افغانستان گردید. امویان در سال ۷۰۳ ابو قتیبه را با لشکرش که در خون اشامی نام داشت فرستادن. ابو قتیبه ۴ سال با مردم بلخ جنگید و در اخیر این شهر زیبا را اتش کشید. هنوز دیری نگذشته بود که اتحادیه ملوکالطوایفی در شمال افغانستان بین حاکم مرو، بلخ و تخارستان علیه قتیبه تشکیل گردید. رتبیل شاه پادشاه کابلستان وعده داد در صورت شکست اتحادیه شمال، کابلستان پناه گاه انها خواهد بود. پس از تشکیل اتحادیه ابو قتیبه با برادر خود دو باره حمله به شمال افغانستان  نمود. او فاریاب را بسوخت و تمامی اسیران را از تیغ کشید. بعداٌبه سمنگان حمله نموده قلعه گرز را اشغال و دوازده هزار افغان را از تیغ کشید. در سال ۷۰۴ قتیبه و ۷۰۶ با کابل شاهیان جنگید کابل شاهیان در سال۷۰۶ به عربها باج دو میلون درهم را قبول کرده الی ۲۳ سال با قتیبه متارکه نمود. بدین معنی که عرب توانست الی ساحه کابل نفوذ کنند. عربها در سال ۷۲۷ یگبار دیگر جنگ بین ردبیل و حاکم عربی رخ داد که حاکم عربی شکست قطعی خورد. بلاخره طور معمول هر عرب که گوشه از افغانستان را اشغال می‌نمود خودرا خلیفه اسلام اعلان مینمودن. قتیبه خودرادر سال ۷۱۴ خلیفه اسلام معرفی و از طرف مادر خودرا خراسانی اعلان نمود. ملت افغان اولا با وکیع رقیب قتیبه متحد و قتیبه رابا فامیلش کشتند. همین حادثه برای افغانها وسیله موفقیت شده افغانهابا خانواده عباسیان متحد شدند بدین ترتیب راه برای موفقیت نزدیک گردید. درسال ۷۲ شمسی خلیفه مردیگری را مامور به افغانستان نمود که اسد نام داشت. اسد به غور حمله نمود ولی کوه‌ها و راه غور که ۹ ماه سرد و پوشیده از برف بود اسدرا مجبور کردتا دو باره برگردد.. در همین سال ۲۸ هزار سرباز عربی به تخارستان حمله نمودن. که بی نتیجه باز گشتند. کابلشاهیان یا رتبیل شاهیان در زمان امویان در سراسر خراسان  جنگ مذهبی داشت. امویان در افغانستان در سه محاذ با افغانها می‌جنگیدن. شمال، غربی و جنوب شرقی

۱. در حوزه شمال که مرکز فرمانده مرو بود

۲. در محاذ غربی مزکز ان زرنج بود

۳. در حوزه جنوب شرقی و شرقی که مرکز معین نداشت ولی در زمان تمیم بن زید منصوره بود. مرکز کل امویان در محاذ جنگ با افغانان دمشق بود.

در محاذ شرقی ربع حارثی در سال ۶۶۷ و در سال۶۷۱ عباد حاکمین عربی با رتبیل جنگیدن ولی نتوانستن از قندهار پیش بیایند. در سال ۶۷۱ یزیدوبو عبیده از سیستان به سوق کابل حمله کردند. در نتیجه یزید کشته و بو عبیده در برابر نیم میلیون در خود را از اسارت نجات داد. در سال ۶۷۸ عبدل عزیز والی سیستان به کابل حمله نمود در نتیجه تمامی لشکر عزیز کشته. در سال ۶۹۱ عبداله حاکم سیستان به کابل حمله نمود در نتیجه خود او اسیر و با دادن سه صد هزار درهم رها شد. در سال ۶۹۷ حجاج والی عراق عبیداله را والی سیستان را بطرف کابل سوق نمود. عبیداله در درهای کوهستانی شکست خورده و خودهفصد هزار درهم داد تا نجات یافت. بدین تر تیب حجاج از فتع کابل عاجز مانده از دمشق طلب کمک نمود. عربها مدت ۶۰ سال بود که با کابل می‌جنگیدن. به همین ترتیب دمشق عالی ترین جنگجویان را از بصره و کوفه تحت قیادت عبدالرحمان بن اشعت بطرف کابل سوق نمود. و هم دو میلون درهم طور کمک به این جنگجویان کمک نمود. در جنگ رتبیل شاه در میان دره‌ها زر و زیورات را ریخت تا سربازان وزنبین شوند. حرکت سربازان کند گردید و فصل زمستان سر رسید همین بود که عبدالرحمان جنگ را به سال اینده موکول ساخت. حجاج از ین واقعه براشفته شده و عبدالرحمان را ترسو خطاب نمود. بنا عبدالرحمان به عوض کابل حمله بر کوفه را انتظام بخشید. جنگهای عبدالرحمن با حجاج طول کشید و عبدالرحمن به کابل پناه اورده و در ۷۰۳ بمرد. درهمین زمان است که نشلیزم طور افراطی نشو و نمو نموده درتمامی قسمت افغانستان افغانها جز رنج و برده شدن دیگر کدام کاری نداشتن. در محلات که عربها مستقر بودن شورشها بر علیه امویان اوج کرفته بود. در سال ۷۳۵ حجاج شخص را بنام محمد بن قاسم ثقفی در محاذ جنوب شرقی از راه بحرین به بندر دبیل بین بلوچستان و سند پائین شدن. محمد در خون اشا می‌هم مانند قتیبه بود تمامی باشندگان دبیل را قتل عام نمود. ثقفی زنان زیبا را با غنایم به حجاج روان کرد. بعد از مرگ حجاج ثقفی توسط خلیفه در عراق کشته می‌شود و فتوحات عرب الی رود سند متوقف می‌شود. پس از آن مسلمانان ایران بخصوص افغانستان قدرت را تا حدودی خود بدست آوردند.  که عبارتند از طاهریان صفاریان سامانیان و غزنویان می‌باشد. در دوره غزنویان افغانستان به یک مپراتوری تبدیل می‌گردد. محمود غزنوی به هندوستان حمله نموده تعداد مردم را مسلمان می‌سازد. یکتعداد عربهای که درین خاک جاگزین شدن پس از چند نسل آنها افغان شدند. بعضی کسانیکه خودرا اولاده عباسیان می دانند. پیشآوند نام خودرا خواجه می مانند. بعضی کسانیکه خودرا اولاده ابوبکر صدیق میشمارند پیشآوند نام خودرا خواجه وپسآوند نام خودرا صدیقی می نامند.

 

موخذ.

۱. افغانستان در مسیر تاریخ نوشنه مرحوم میر محمد غبار جلد اول و دوم از صفحه۶۶ الی ۸۵

۲. پیشینهٔ اسلام در افغانستان نویسنده: سید مرتضی حسینی شاه‌ترابی

۳. تاریخ افغانستان بقلم میر محمد صدیق فرهنگ

4.کابل نات اولین حمله اعراب در افغانستان نوشته سیستانی صاحب